ذبيح الله صفا

253

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

از ميان همدورگان خود بزرگترين كسى است كه در روزگار مقارن حملهء مغول و در ميان غوغاى تعصبهاى علماى دينى اسلام ضد علوم عقلى ، تربيت شد ليكن فرصت اظهار همهء استاديها و مهارتهايى را كه فراچنگ آورده بود فقط در روزگار ايلخانان حاصل كرد و توانست در لواى قدرت هولاگو خدمات معروف خود را بعلوم در ايران انجام دهد . فعّاليت عقلى او در رشته‌هاى مختلف انجام گرفت و در حكمت بزرگترين كار او تأييد و تسجيل حكمت بو على سيناست ( كه حتّى در قرن هفتم هم هنوز دنبالهء طعنهاى قرن ششم هجرى عليه او بر زبانها و بنانها جارى بود ، و مىگفتند : گوشِ دلِ خويشتن نگه‌دار * از بو على آن زبان معقول نقدى دَغَلى بزر مطلّاست * در كيسهء زرگران معقول « 1 » * بسمع جانش بشارات ره‌روان نرسيد * كسى كه ره باشارات پور سينا رفت « 2 » ) و براى اين كار بشرح مشكلات اشارات ابو على ابن سينا و اثبات مباحث آن همّت گماشت . پيش ازو در پايان قرن ششم امام فخر الدين محمّد بن عمر رازى ( م 606 ) ببهانهء شرح كتاب الاشارات و التنبيهات كه در حقيقت نقاوهء انديشه‌هاى فلسفى ابن سيناست ، كتابى با شيوهء گفت و مىگويم ( قال و اقول ) ترتيب داد و با روش خاص خود كه پيش ازين ذكر كرده‌ايم ، و گاه بايراد شبهه در بسى از انديشه‌ها و گفتارهاى پيشينيان مىكشيد « 3 » ، بنقض و معارضه پرداخت و در ردّ سخنان بو على مبالغه كرد چنان كه ظرفا شرح او را « جرح » ناميدند . خواجه نصير الدين طوسى در شرح خود بسيارى از اعتراضات و ايرادات امام المشكّكين را رد كرد و نام كتاب خود را حل مشكلات الاشارات گذارد و اين كار خود را در سال 644 بپايان برد . قرنى بعد علّامه قطب الدين رازى باشارهء

--> ( 1 ) - ديوان سيف فرغانى بتصحيح نگارنده ج 1 ص 232 ( 2 ) - ايضا ج 1 ص 52 ( 3 ) - تاريخ ادبيات در ايران ج 2 ص 306 - 307