ذبيح الله صفا
254
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
علامه قطب الدين شيرازى « كتاب المحاكمات بين شرحى الاشارات » را در سنجش گفتارهاى دو فاضل مذكور ترتيب داد و آن كار خود را در سال 755 بانجام رسانيد ، و نزديك دو قرن دنبالتر ابن كمال پاشا ( م 940 ) بر محاكمات قطب حاشيه نوشت . در همين قرن هفتم بعد از تأييد و تسجيل سخنان بو على بوسيلهء محقّق طوسى عدهيى ديگر از حكماى بزرگ بنگارش شروحى بر اشارات بو على همّت گماشتند و بدين طريق آن ماه تمام را از محاق شبهات و شكوك امام فخر بيرون كشيدند و بر كرسى نشاندند . از آن شرحهاست شرح برهان الدين محمّد نسفى و شرح سراج الدين ارموى كه ذكر هر دو پيش ازين گذشته است ، و شرح ابن كمونه ( عز الدوله سعد بن منصور متوفى 676 ) و جز آنها . بنابرين كار خواجه نصير مقدمهء كارهاى ديگرى در تأييد و تحكيم بنيان نظرهاى بو على در كتاب الاشارات شد و چون چنان كه گفتهايم الاشارات نقاوهء انديشههاى پسر سينا در حكمت است ، بنابرين با زحمات شارحان قرن هفتم حكمت او با صورتى قطعى تثبيت و تسجيل يافت و بعد از آن در همان حال باقى ماند . طاش كبرىزاده مىگويد كه « خواجه نصير آيتى در تدقيق و تحقيق و حلّ مواضع مشكل ، و خاصه در لطف نگارش بود و اين نكتهييست كه متقدمان بدان توجّه نكردند بلكه توجّهشان تنها بجانب معنى بود ليكن خواجه اسلوبى را در نگارش پيش گرفت كه فهم معنى را آسان مىكند و الفاظ زائد و كلمات دشوار در آن نيست و اگر سخن مرا باور نمىدارى گفتار قدما را تا زمان او مطالعه و آنها را با گفتار خواجه قياس كن تا ببينى چه فرقى بين آنها مىيابى » « 1 » . خواجه را غير از شرح اشارات آثار حكمى ديگريست بعضى بپارسى و بعضى به عربى ؛ و از آنهاست اقسام الحكمه ، بقاء النفس ، جبر و اختيار ، ربط الحادث بالقديم ، پاسخهايى كه بنجم الدين دبيران داد ، روضة القلوب ، اخلاق محتشمى ، اخلاق ناصرى ، شرح اثبات عقل ، العلل و المعلولات ، العلم الاكتسابى ، كيفية صدور الموجودات و غيره . همزمان خواجه نصير ، اثير الدين ابهرى شاگرد امام فخر رازى كتاب بسيار
--> ( 1 ) - مفتاح السعادة ج 1 ص 261