ذبيح الله صفا

225

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

علم فقه دربارهء علم فقه از آغاز قرن هفتم بنام عده‌يى از علماى اهل سنت بازمىخوريم كه هريك داراى آثار و فتاوى معروف بوده و در بلاد ايران و روم و شام و جز آن شهرت داشته و بتدريس و افاضت علم مىپرداخته‌اند . بيشتر وقت فقهاى اين زمان بشرح و تلخيص و تهذيب كتابهاى پيشينيان مىگذشته و تأليفات مستقل آنان كمتر بوده است . از جملهء اين فقيهانند جلال الدين القزوينى محمد ابن عبد الرحمن كه مدتها از عمر خود را در قضاء شام و مصر گذراند و در سال 739 درگذشت ، و شيخ صفى الدين الهندى ( م 715 ) از متكلمان و فقيهان معروف صاحب كتابهاى النهايه و الفائق در اصول و فقه ، و تقى الدين السبكى على بن عبد الكافى ( 683 - 756 ) صاحب تأليفات متعدد ، و جمال الدين يوسف اردبيلى ابن ابراهيم شافعى ( م 776 يا 799 ) صاحب كتاب الانوار لعمل الابرار . وى از كبار فقيهان شافعى در قرن هشتم و صاحب آثار متعدد در فقه بوده و كتاب الانوار خود را با استناد بر كتابهاى معتبر فقه شافعى كه پيش ازو نوشته بودند در چند مجلد تأليف كرد . اين كتاب بر اثر اهميتى كه دارد بعد از اردبيلى چند بار شرح شده يا حاشيه بر آن نوشته‌اند مانند تعليقهء جلال الدين صدّيقى دوّانى ( م 908 ) و شرح نور الدين على بن احمد الاشمونى الشافعى ( م 856 ) و ترجمه و تكمله‌يى كه فتح اللّه بن ابو يزيد شروانى ( ميانهء قرن نهم هجرى ) از آن به فارسى ترتيب داد . ديگر از كتب معروف فقه اهل سنت كتاب العزيز از امام رافعى قزوينى ابو القاسم عبد الكريم بن محمد ( م 623 ) است كه در شرح كتاب الوجيز حجة الاسلام غزالى ( م 505 ) نوشت و او علاوه برين كتابهاى ديگر مثل شرح مسند شافعى و كتاب محرر و كتاب الايجاز و كتاب المحمود داشته است . كتابهاى فقهى شيعه درين دوره از دوره‌هاى مقدّم بيشتر و معتبرترست . علت اين امر نيروى روزافزون شيعه و رواج تشيّع و تمايل آن بجانب يك مذهب عمومى رسمى در ايرانست چنان كه در حقيقت بايد قرن هفتم و هشتم را دورهء استحصال شيعيان از كليهء مجاهدات خود در قرنهاى پيشين دانست و آن را مقدمه‌يى براى دورهء