ذبيح الله صفا
216
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
هفتم و هشتم بعضى از آنها وضع فرهنگى خود را ادامه دادند و يا بتازگى اهميّت فرهنگى يافتند . از جملهء مراكزى كه درين عهد محل اجتماع فاضلان و شاعران و نويسندگان شد شيراز و مراغه و تبريز و سلطانيه و كرمان و در خارج از ايران بغداد و بعضى از بلاد روم و شام و هندوستان را بايد ذكر كرد . شيعه نيز در مراكزى از قبيل سبزوار و مشهد امام على بن موسى الرضا و آمل و سارى و نجف و حلّه كه معمولا از مراكز مهم آنان در ايران و عراق بود ، حوزههاى علمى پرارزشى بوجود آوردند . در مجموع اين حوزهها و مراكزست كه بازماندهء فرهنگ و تمدن ايران و سنن علمى و ادبى ايرانيان دورهء اسلامى حفظ شد و دوباره نيرويى بدست آورد و عالمان و اديبان و شاعرانى در آنها تربيت شدند كه خوشبختانه آثار غالب آنان باقى مانده و بدست ما رسيده است . در ميان اين مراكز مراغه از بركت وجود خواجه نصير الدين طوسى و رصدخانهيى كه ترتيب داده و كتابخانهيى كه با چهارصد هزار مجلّد كتاب ايجاد كرده و علماى معتبرى كه از اطراف و اكناف مملكت براى همكارى خود گرد آورده و حوزهء تعليميهيى كه با همكاران و شاگردان فاضلش در آن تأسيس كرده بود ، بواقع قابل توجّه و از مراكز معتبر انتشار علوم عقلى در ايران قرن هفتم بود و اثر آن در وضع علمى سراسر اين دوره مشهودست . اكنون كه از ذكر اين مقدمات كلى فارغ شدهايم بنابر ترتيبى كه از آغاز درين كتاب اختيار كردهايم بذكر وضع دستههاى سهگانهء علوم شرعى و عقلى و ادبى در قرن هفتم و هشتم آغاز مىكنيم : [ دستههاى سهگانه علوم در قرن هفتم و هشتم هجرى ] 1 - علوم شرعى علوم شرعى در قرن هفتم و هشتم به قوت و رواج قرنهاى پيشين نبود . اصولا كارهاى اساسى را دربارهء اين علوم پيشينيان انجام داده بودند و علاوه برين برافتادن خلافت و ضعف عمومى علماى شرعى و ابتلاآت گوناگون ديگر نيز بدين حال شدّت مىبخشيد ، و نيز گروه بزرگى از علماى ايرانى كه در علوم شرعى كار مىكردند مانند ديگر فاضلان از