ذبيح الله صفا
215
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بانى آن نيز همانجا بود ( ص 150 - 151 ) و ديگر مدرسهء غياثيهء چهار منار كه آن را امير غياث الدين الحسينى وزير شاه شيخ ابو اسحق پادشاه معروف در سال 740 بنا كرد و چون خود در همين سال كشته شد او را بيزد آورده در مدرسهاش دفن كردند ( ص 151 ) و ديگر مدرسه عبد القادريه اثر خواجه عبد القادر بن خواجه كمال الدين محمد سديد از معاصران و درباريان ابو سعيد بهادر كه بنايش در سال 734 پايان يافت ( ص 153 - 154 ) و ديگر مدرسهء امير آخوريّه از آثار محمد بن مظفر كه بناى آن در سال 759 بپايان رسيد و بر درگاه آن مسجد و مسافرخانه و فراشخانهيى وجود داشت ( ص 154 ) ، ديگر مدرسهء اصيليه از آثار خواجه اصيل الدين محمد بن مظفر عقيلى كه در سال 730 ساخته شد ( ص 156 - 157 ) . مدارس يزد را براى نمونه درينجا آورديم تا نشان دهد آنجايها كه امارتهاى محلى بر سر كار بود هنوز مانند پيش از مغول بايجاد مدارس كه البته صبغهء دينى داشت توجه مىكردند و نظير اين مدارس در آنها وجود داشت مثلا در اواسط قرن هشتم هجرى در شيراز مدارس و خانقاههاى بسيار وجود داشت و بقول حمد اللّه مستوفى مجموع جامعها و خانقاهها و مدرسهها و مسجدها و ابواب الخير كه مالداران ساخته بودند از پانصد درمىگذشت و بر آنها موقوفات بيشمار معين شده بود « 1 » و در مازندران هم حكام محلى مدارس متعدد خاصه در آمل ايجاد كرده بودند و همچنين است در كرمان و بلاد خراسان و جز آنها . مراكز علم و ادب با حملهء مغولان و ويرانى و كشتارى كه بهمراه داشته ، همچنانكه چند بار گفتهايم ، بسيارى از آبادانيهاى ايران زيرورو شد و با مدارس و كتابخانها و اهل علم و ادب از ميان رفت ليكن بعد از فرونشستن آتش فتنه و آرامشى نسبى كه بعد از آن پيدا شد قسمتى ازين بلاد و مراكز تعليم آنها تجديد عمارت يافت و بر آنچه از تركتاز مغولان رهايى يافته و بر سر پاى مانده بود اضافه شد و در قرن
--> ( 1 ) - نزهة القلوب ، تهران 1336 ، ص 138