ذبيح الله صفا
202
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كه آنچه ما شنويم آواز باز شدن آن درست و آنچه وى مىشنود آواز فراز شدن ! » « 1 » . صوفيان سماع را در خانقاه يا در هرجا كه ممكن بود داير مىنمودند و حتّى كسانى بودند كه آنانرا بسماع دعوت مىكردند و يا كسانى بودند كه وسايل سماع را براى صوفيان فراهم مىآوردند . مثلا ابو المفاخر باخرزى نوشته است كه « امام المتّقين ابو طالب مكّى رضى اللّه عنه در قوت القلوب آورده است كه . . . من كه ابو طالبام مروان قاضى را دريافتم . او را كنيزكان بودند مغنيه كه به جهت اهل تصوّف را آماده داشته بود ، بهروقت اهل تصوّف را جمع كردى و سماع دادى » و باز گويد : « عطّار را رحمة اللّه عليه دو جاريهء مغنيه بودند كه اخوان صفاى او را سماع دادندى » « 2 » . شعرهايى كه قوّالان مىخواندند معمولا غزلها يا ترانههاى مشوّق محرّكى بود كه غالبا لحن عاشقانه داشت ليكن صوفيان خود آنها را تعبير و توجيه خاص مىكردند به نحوى كه با مقاصد آنان سازگار افتد و استماع آنها را در معنى اصلى و در باب معشوقگان زمينى گناه مىشمردند . البتّه اشعار فراوانى هم از شاعران و صوفيان زهدپيشه كه دربارهء وجود واجب و در شوق او ساخته بودند ، هنگام سماع خوانده مىشد و استماع اين گونه اشعار را با غنا طبعا بهتر و بيشتر مىپسنديدند . ابو المفاخر يحيى باخرزى اشعارى را كه مغنيان مىخواندند بر دو قسم كرد : « قسم اول آنست كه در او تشبيه و تشبيب و صفت زنان است و ذكر عشق و مغازلهء ايشان و هوا و شوق و شهوت و لعب ايشان . هركه چنين اشعار را به همان معنى كه شاعر گفته است و به همان وجه كه خواسته است استماع كند آن سماع حرام باشد و اين نوع اشعار و رجز را بلغت عرب اغانى خوانند . و قسم دوم ابيات و اشعارى باشد كه در وى ذكر خداى تعالى باشد و معانيى كه بر صفات او دليل گردد و قلوب را به او مشوق كند و وجد مؤمن صادق را برانگيزاند و آيينهء مشاهدهء عارفان را روشن گرداند و طرقات آخرت را باز ياد تو دهد و باحوال صادقان ترا عارف گرداند ، هركه چنين اشعار را با چنين معانى باغنا استماع
--> ( 1 ) - نفحات الانس ، هند ، ص 416 . ( 2 ) - اوراد الاحباب ورق 144 a .