ذبيح الله صفا
203
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كند و او از اهل اين احوال باشد آنگاه او را از سماع نصيب باشد و برو حلال شود . . . هر كلامى كه ياد خداى باشد و از خداى باشد آن كلام راه خداى باشد » « 1 » . امّا دربارهء شنيدن اين قولها و ترانها همهء مشايخ يكسان نبودند . بعضى آشكارا بشنيدن سماع مبادرت مىكردند و از آن ابا و امتناعى نداشتند ، بعضى در سرّ مىشنيدند نه آشكارا و با مريدان ، و بعضى مطلقا با اين امر موافق نبودند . مثلا نقشبنديان منسوب به بهاء الدين نقشبند ( م 791 ) سماع نداشتند « 2 » . سماع مريدان نيز شرطى داشت و صوفيان معتقد بودند كه مريد مبتدى براى اين كار صالح نيست و سماع عارف صاحب تمكين را سزاوارست « 3 » . مغنيان و قوّالان در آغاز كار و چنان كه در اسرار التّوحيد بتكرار مىبينيم از بيرون خانقاه بخانقاهها مىآمدند و قول و غزل مىخواندند و ساز و سرود به راه مىانداختند ليكن اندكاندك از شرايط اساسى مغنى خانقاهى آن شده بود كه « هم از درويشان و هم از اهل سماع باشد ، بيگانه روا نباشد و از نفس او هيچ گشاد و نور نيايد » « 4 » و حتّى بعضى از مشايخ مانند سيف الدين باخرزى هنگام سماع جز اشعار مشايخ طريقت و سالكان راه خداى را نمىشنيدند و اجازت نمىدادند كه مغنى اشعار عاشقانه برگويد ؛ و ادب مغنّى آن بود كه در انتخاب اشعار رعايت اين معانى را بكند و ابيات مشايخ بزرگ و سالكان راه حق را فراگيرد تا شايستهء محفل صوفيان گردد . بهرحال دربارهء سماع مشايخ عقايد موافق و مخالف داشتند و در قرن هفتم و هشتم غالبا در خانقاهها سماع وجود داشت و بر اثبات سماع دلايل فراوان ايراد مىكردند و از مشايخ بزرگ درينباره نقلها مىنمودند و نيز براى سماع و مغنّى و شنوندگان و احوالى كه بر آنان دست مىداد از قبيل تواجد و وجد و رقص و حالهايى كه
--> ( 1 ) - اوراد الاحباب ورق 144 b و 145 a . ( 2 ) - نفحات الانس ، هند ، ص 346 . ( 3 ) - اوراد الاحباب ورق 146 a . ( 4 ) - اوراد الاحباب ورق 145 b