ذبيح الله صفا

198

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

افعال او در دست اوست . شرح صحو و سكر پيش از اين آمده است « 1 » . ذوق و شرب از نتايج تجلى و كشف است و تجلى يا نورى است و يا صورى ، اگر نورى باشد از ظهور او ادراك معانى و ادراك معارف حاصل آيد و چون شخص از آن بازآيد ذوقى و سرورى در او باشد ، و تجلى صورى ظهور شاهد معانى و كشف و مشاهدهء آنست و برؤيت آن لذت چشيدن وصال حاصل آيد و از ديدن وصال آن شرب لازم شود و اين شرب يا شراب طهور است كه عوام مؤمنان و صوفيان راست و يا شراب عشق است كه خواص عباد راست و يا شراب معرفت است كه خاص الخاص عباد راست . بشرب شراب اولى تمناى وصال و بدومى ترك ماسوى و وصول و بسومى ترك همهء لذات و معرفت حقيقت حق حاصل آيد و شرب هركس به قدر حوصلهء اوست . تجلى كشف غطا و پوشش حق تعالى است كه بر بنده طارى شود و تجلى بانواع است مانند تجلى نورى و صورى كه گذشت و تجلى لطفى و تجلى قهرى و جلالى . تجلى قهرى و جلالى چون بر بنده عارض شود فنا و محو بشريت و رسوم جسمانيت بر او لازم آيد . تجلى لطفى و جمالى شخص را ازو مىستاند اما دارنده و پروراننده مىسازد . محاضره حضور دل است يعنى انقطاع سالك از پراكندگى كه موجب انقطاع از حق است ، و اين مقدمهء مكاشفه است و مكاشفه كشف اشياء و اسرار آنست بر سالك و بر مقام عالىتر مكاشفه كشف انوار تجليات و كشف صفات الهى است . مشاهده ديدن حقيقت حق است بايقان و صاحب مشاهده را در شهود حق هيچ داعيه و شايبهء شكى نيست و مشاهده نيز برحسب قرب وصال و بعد صاحب مشاهده متفاوت است و آيينهء دل هركس كه صافىتر باشد بيشتر معكاس انوار حقيقت مىشود . اما معاينه بالاتر از مشاهده است ، چه مشاهده جلوهء شاهد است بلباسهاى گوناگون و همين تغييرات گاه باعث حيرت مىشود ولى معاينه ديدن شاهد است از نزديك ؛ ليكن معاينهء كلى هيچگاه حاصل نيايد » « 2 » . در سير احوال و درجات مذكور ، براى احتراز از القاآت شيطانى ، بر مريد بود كه يكايك آنها را بر شيخ عرضه كند . شيخ نيز بدقّت در آنها نظر مىكرد و مريد را از حقيقت حال او آگاه مىساخت . اگر از هواجس نفسانى بود مريد ناچار بمبالغه در

--> ( 1 ) - رجوع شود بحاشيهء صفحهء 188 . ( 2 ) - اقتباس و تلخيص از صفوة الصفا ، كلمات شيخ صفى الدين ص 162 - 189 .