ذبيح الله صفا

193

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

باخرزى در دنبال اين سخنان شرايطى را كه شيخ بايد هنگام تعليم در نظر داشته باشد ذكر مىكند و دربارهء آنها بتفصيل سخن مىگويد . موجز سخن او آنست كه چون شيخ مريد را تحت تعليم قرار داد نبايد او را اجازت هيچ كارى دهد و بايد ويرا بر آن دارد كه هيچيك از احوال خويش را از شيخ پنهان نكند ؛ نخست او را در ارادت و طلب بيازمايد و آنگاه در طريقت به سختى و شدّت اندازد ؛ آنچه مىگويد به قدر عقول شنوندگان باشد و اگر مريد را در احتجاج و استعمال عقل ثابت‌قدم بيند او را از خانقاه براند تا بقيّهء اصحاب را بفساد نيارد و نيز اگر مريد را بسخن خود بىاعتقاد بيابد او را بخانقاه راه ندهد . « شيخ را بايد كه سه مجلس باشد : يكى مجلس عام و دوم مجلس اصحاب و سيم مجلس خاص با هر مريدى على الانفراد . اما در مجلس عام واجب آنست كه هيچ مريد سالك را نگذارد كه آنجا حاضر شود و اگر حضور مريدان را روا دارد در حق ايشان بد كرده باشد ؛ و شرط اين مجلس آنست كه سخن از نتايج معاملات كه آن احوال و كرامات است و محافظت آداب شريعت كه رجال اللّه كرده‌اند و احترام ايشان مر احكام دين را ، از اين باب گويد . و اما در مجلس اصحاب شرط آنست كه از نتايج اذكار و خلوات و فوايد رياضات سخن گويد و اين معانى را در ميان آورد تا شوقى در وقت مريدان سالك پيدا آيد و اما در مجلس خاص با هر مريدى از اصحاب شرط آنست كه آن مريد را زجر و بازخواست كند و سرزنش كند و حالى كه مريد را از سلوك روى نموده باشد با او بگويد و نقص آن را بيان كند ، دون‌همتى مريد را و نقصان كار او را بگويد و حال و كار او را تحسين و مدح نكند تا نبايد كه مريد در فتنه افتد و از كار بازماند » « 1 » . شيخ نبايد بقوّهء حضور خود اعتماد كند و از خلوت داشتن با خداى غافل بماند و به همين ترتيب از توكّل و تجريد و ترك دنيا . شيخ نبايد در شبانه روز بيش از يك مجلس با مريدان بنشيند و بايد او را زاويهء خاص باشد كه هيچكس در آن راه نيابد مگر خادم خاص او .

--> ( 1 ) - اوراد الاحباب و فصوص الآداب ورق 104 b و 105 a .