ذبيح الله صفا

178

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

كه عبارتست از معرفت كيفيّت قيام بحقوق عبوديت و شرايط رياضت و آداب خلوت ؛ فن دوم « در علم حقيقت » كه معرفت حقايق است ؛ فن سوم « در مراصد » كه عبارتست از علوم دوازده‌گانهء ( فريضت و فضيلت ، دراست و وراثت ، قيام ، علم حال ، علم خاطر ، علم ضرورت ، علم سعت ، علم يقين ، علم غيب و لدنّى ، علم موازنه ) ؛ فنّ چهارم در « علم حروف » كه مقصود از آن علم بر « شرف كتاب خدا و آنچه در آن مودّع است از دقايق حكميات و لطايف الهاميات » ؛ فن پنجم « در علم فتوّت » و معرفت بر احوال و اصطلاحات و خصايص فتيان ( - جوانمردان ) . چون از قرن هفتم ببعد تصوّف ادبيات فارسى را از نظم و نثر با شدّت عجيب تسخير كرده و تحت سيطره و نفوذ قطعى خود آورده ، و حتّى بر فرهنگ ايرانى اسلامى بنحو خاصى سايه افگنده و آن را بتمامى مخذول و منكوب خود ساخته و در نحوهء تفكّر و حتّى در حيات انفرادى و اجتماعى ملّت ايران ريشه دوانيده و بدان رنگ مخصوص بخشيده است ، به نظر ما لازمست در اينجا خلاصهء درهم فشرده‌يى از تحقيق دقيق شمس الدين محمّد آملى را تنها براى آنكه وسيلهء اطّلاع مختصر و مقدّماتى از اين امر باشد نقل كنيم « 1 » و آنگاه بمطالعهء موجزى دربارهء امور مختلف مربوط بصوفيان و تصوّف پردازيم : سلوك در تصوف با معرفت كيفيت عبوديت و شرايط رياضت و آداب و خلوت شروع مىشود . توجه سالك باداى وظيفهء بندگى آنگاه آغاز مىيابد كه قدم در مرحلهء توحيد ايمانى بگذارد يعنى دل را از هرگونه تعلقى بپردازد و از كينه و عناد در آن اثرى نگذارد و خود را از بند رسمها و عادتهاى نادرست و رأيها و اعتقادهاى تباه برهاند و ديدهء بصيرت به مشاهدهء نور جمال ازلى بگشايد و بعلم يقين بداند و ببيند و گواهى دهد كه هيچ چيز شايستهء عبادت نيست مگر وجود ازلى و سرمدى و ثابت و بىدگرگونى كه همه صفتهاى كمالى از دانش و نيرومندى و اراده او را جمع است ، وهم و انديشه به دو دست نمىيابد و حس و قياس را بپيشگاه او راه نيست . هرچه هست آفريدهء او ، و فرشتگان و پيامبران برگزيدهء او ، و محمد

--> ( 1 ) - پيداست كه آوردن همهء مباحث آملى در اينجا دشوار است و اينجا مخصوصا به موضوع سلوك و شرايط و واجبات سلوك و ارشاد توجه مىشود .