ذبيح الله صفا

147

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ائمّهء سيواس كه در آن بقعه ساكن باشند برسانند و هر سيّدى كه از اقطار و اطراف عالم بدانجا برسد خدمت او بر وجهى كه پسنديده باشد بكنند و غرض ازين همه آن بود تا ايشان مشوّش‌حال و پريشان‌بال نباشند و عمر شريف و وقت عزيز خود را بسبب رزق مقسوم و لذّات موهوم بدريوزه كردن صرف نكنند و روز و شب به تحصيل علوم جليله مشغول گردند » « 1 » . از همين مكتوب توجّه خواجه رشيد الدين فضل اللّه وزير غازان و برادرش اولجايتو بعلويان معلوم مىگردد و از مكتوب ديگرى كه دربارهء سيد افضل الدين مسعود كاشانى نوشت باز اين ارادت تأييد مىگردد . خواجه در آن فرمان كه دربارهء « سيّد اجلّ افضل الدين مسعود ادام اللّه سيادته » صادر كرده بود « بر موجب التماس آن عزيز كه سلالهء خلاصهء بنى آدم و احسب و انسب اهل عالم » بود هر سال راتبه‌يى به مبلغ دو هزار دينار از مال كاشان برايش تعيين كرد و نوشت كه « از مروّت وزراى كامكار و امراى نامدار دورست كه سادات عظام و اشراف كرام در زمان دولت ايشان بىسامان و از بىبرگى پريشان باشند » « 2 » و باز در ضمن مكتوبى كه بپسرش امير على حاكم بغداد نوشت جزو علمايى كه مىبايست از انعام خواجه برخوردار گردند بعضى از عالمان بزرگ شيعه را نيز در شمار علماى فرق مذهبى ديگر اسلام گنجانيده است از قبيل اصيل الدين پسر خواجه نصير الدين طوسى و علّامه جمال الدين مطهّر حلى و قطب الدين رازى و جز آنان و اين آخرى را مربّاى تربيت خود خوانده است « 3 » و با اين قراين ديده مىشود كه اعتقاد او بمذهب شافعى مانع توجّه و ارادت بعالمان شيعه نبود . حكايتى از تعصبات مذهبى بعد از دورهء غازان خان قوّت تشيّع روزبروز در افزايش بود . سلطان محمّد اولجايتو ( 703 - 716 ) ايلخان عمارت دوست مانند برادر خود مسلمان بود و در مدّتى كه در خراسان بسر ميبرد

--> ( 1 ) - مكاتبات رشيدى ، بتصحيح پروفسور محمد شفيع ، 1945 ميلادى ، ص 156 - 159 ( 2 ) - ايضا مكاتبات رشيدى ص 18 - 19 ( 3 ) - ايضا از ص 56 ببعد