ذبيح الله صفا

148

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

تحت تأثير ائمّهء حنفى مذهب كه ملازم درگاه او بودند بمذهب امام ابو حنيفه تمايل يافته بود و بعد از وصول بمقام سلطنت تقويت مذهب حنفى مىكرد و بفرقه‌هاى اهل سنّت تمايل بسيار نشان مىداد چنان كه فرمان داد تا نام خليفگان چهارگانه را بر سكّه‌ها نقش كنند . حنفيان نيز ازين وضع استفاده كرده و دستى در كارها گشوده بودند و بسيار مبالغت مىكردند و تعصب مىورزيدند چنان كه اكابر و بزرگان را مىرنجاندند . خواجه رشيد الدين فضل اللّه نيز كه بر مذهب شافعى بود و بامامان و عالمان شافعى بيشتر توجّه داشت از تعصّبات حنفيان بسيار ملول بود امّا بعلّت اعتقاد پادشاه اظهار نمىكرد « 1 » . درين اوان كه مسلمانان باز در امور مملكت تصرّف يافته بودند ، با آن همه ابتلاآتى كه در دورهء تسلّط مغولان غير مسلمان كشيده بودند ، هنوز از تعصّبى كه در قرنهاى پيشين گرفتار آن شده بودند بازنمىايستادند ؛ خاصه حنفيان و شافعيان سخت بجان هم افتاده و يكديگر را طعنه و تسخر مىزدند . مشهور است كه از مولانا قطب الدين شيرازى دانشمند مشهور شاگرد خواجه نصير الدين طوسى كه مطايبات معروف داشت « پرسيدند كه اگر حنفى خواهد كه شافعى شود چه كند ؟ مولانا در جواب فرمود سهل باشد ، بگويد لا إله الّا اللّه محمّدا رسول اللّه ! » « 2 » و معنى اين مطايبه آنست كه حنفى مسلمان نيست . اين تعصّبات ميان حنفيان و شافعيان در دستگاه ايلخان و ميان سرداران و بزرگان مغول اثر بدى داشت و چيزى نمانده بود كه ببازگشت آنان بدين پدران خود منجر گردد . توضيح واقعه چنانست كه بر اثر علاقه و تمايل خواجه رشيد الدين قاضى نظام الدين عبد الملك مراغه‌يى ، عالم بزرگ شافعى ، نزد اولجايتو تقرّب يافت و قضاء مملكت به دو مفوّض گشت . قاضى كه در مذهب شافعى متعصّب بود با ائمّهء حنفى در حضور سلطان بحثها مىكرد و آنانرا مجاب مىنمود و همين امر موجب توجّه اولجايتو بمذهب شافعى گرديد .

--> ( 1 ) - حافظ ابرو ، حاشيهء صفحهء 48 از ذيل جامع التواريخ رشيدى ، چاپ آقاى دكتر خان بابا بيانى ، تهران 1317 ( 2 ) - ذيل جامع التواريخ ، حاشيهء صفحة 50