ذبيح الله صفا
144
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و پدر و جدّش را با دعاى « رضى اللّه عنه » همراه مىآورد « 1 » . علاوه برين قسمتى از ادعيه و اوراد كه براى دستور عبادت سالكان و صوفيان در اوقات مختلف شب و روز نقل كرده از جملهء دعاهاييست كه از امامان شيعه روايت شده و ميان اين طايفه متداولست و اين مطالب را بايد نشانهايى از نزديكى اين صوفى بلند مرتبهء سنّى و ديگر افراد از اهل سنّت و جماعت به شيعه در قرن هفتم و هشتم دانست و به اين ترتيب شيعه در نظر اهل سنّت از « بد مذهبى » كه عنوان سابق آنان بود تا حدّى بيرون مىآمدند و با اينحال هنوز متعصّبانى از قبيل قاضى منهاج سراج از « بدمذهب » شمردن رافضيان غفلت نداشتند « 2 » . نمونهء ديگرى ازين فكر را مىتوان نزد صوفى و محدّث بزرگ شيخ الاسلام ابراهيم ابن سعد الدين محمّد حمّويى جوينى ( 644 - 722 ) يافت . او همانست كه در سال 694 غازان بر دستش مسلمان شد و در خراسان و دستگاه غازانى اثر بسيار داشت . وى و پدرش با آنكه در بعض مآخذ شيعى دانسته شدهاند ، ولى اهل تحقيق بسبب آنكه سه خليفهء اوّل را به حق دانسته است در تشيّع او ترديد كردهاند « 3 » . با اينحال او نزد خواجه نصير طوسى و چند تن ديگر از علماى شيعى تحصيل كرده و همين امر او را بتشيّع متمايل ساخته بود . شيخ الاسلام در كتاب « فرائد السمطين فى مناقب الرسول و البتول و المرتضى و السبطين » شرحى مفصّل در تفضيل على بن ابيطالب و خاندان او تا امام دوازدهم داده است « 4 » و اين نكته نزديكى تشيّع و تسنّن را در ذهن اين عالم بزرگ مىرساند و حتّى تصوّر اعتقاد بتشيّع را در نزد او قوّت مىدهد و گويا يكى از علّتهاى آنكه غازان خان در عين آنكه مذاهب اهل سنّت را بر حق مىدانست بائمّهء شيعه و بسادات ارادت خاص مىورزيد ، قبول اثر از همين عالم بزرگ باشد .
--> ( 1 ) - اوراد الاحباب ورق 27 ( 2 ) - طبقات ناصرى ص 704 و جز آن ( 3 ) - فهرست كتابخانهء دانشگاه چ 3 ، آقاى دانشپژوه ، تهران 1335 ، ص 1441 ( 4 ) - ص 1440 - 1443