ذبيح الله صفا

145

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

شاهد ديگرى كه از نزديكى اهل سنّت در اواخر دورهء ايلخانان ، يعنى اوايل قرن هشتم هجرى ، بتشيّع در دست است ، در تاريخ گزيدهء حمد اللّه مستوفى ديده مىشود . حمد اللّه با آنكه شرحى مستوفى دربارهء خلفاى راشدين آورده و « امراى مهتدين رضوان اللّه عليهم اجمعين » را بنيكى ستوده و بر اثبات خلافت پنج خليفهء نخستين ( ابو بكر ، عمر ، عثمان ، على ، حسن ) بدين حديث از پيغامبر استناد جسته است كه : « الخلافة بعدى ثلاثون سنة ثم يكون ملكا عضوضا » « 1 » ؛ بعد از اتمام دورهء خلافت خلفاى پنجگانهء مذكور فصلى « در ذكر تمامى ائمّهء معصومين رضوان اللّه عليهم اجمعين كه حجّة الحق على الخلق بودند » « 2 » ترتيب داده و حسين بن على را با عنوان « الامام الشّهيد » سومين امام شمرده است تا بمهدى كه « دوازدهم امام است و خاتم ائمهء معصومين » « 3 » ؛ و در عين حال بارها مدّعيات شيعه را بىآنكه به اعتقاد خود نسبت دهد با عبارت « شيعه بدين قائل نيستند » يا « شيعه گويند » ، بعد از ذكر قول مشهور اهل سنّت دربارهء آن موارد ، آورده است « 4 » و از همينجا عدم انتسابش بفرقهء شيعه آشكار مىشود ، مخصوصا درين عبارت كه دربارهء محمّد بن حسن العسكرى و موضوع غيبت او آورده است : « در رمضان سنهء اربع و ستين و مأتين غائب شد ، بسامره ، به زمان معتمد خليفه ، و ديگر كسى او را نديد . معتقد شيعه آنست كه مهدى آخر زمان اوست و در حياتست ، چون وقت ظهور او باشد بيرون آيد ؛ و اسمعيليان گويند مهدى چهارم پسر اسمعيل بن جعفر است كه در مغرب خروج كرد و مدّتى آن ملك در تصرّف او و اولادش بماند ، و اهل سنّت مىگويند يكى باشد از علويان بنى فاطمه و هنوز متولّد نشده ؛ و جمعى مىگويند مهدى پسر ابو دوانيق بود ، و العلم عند اللّه » « 5 » .

--> ( 1 ) - تاريخ گزيده ، چاپ تهران ص 167 و ص 199 ( 2 ) - ايضا ص 201 ( 3 ) - ايضا ص 207 ( 4 ) - تاريخ گزيده صحايف 199 ، 202 ، 203 ، 204 ، 206 ( 5 ) - ايضا ص 207