ذبيح الله صفا
132
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كه در ايران بودند ناگزير شده بودند عقيدهء خود را پنهان دارند . از بدايع امور آنست كه دربارهء غازان شايع كرده بودند كه ، پيغامبر را با على بن ابيطالب و حسنين بخواب ديد و بفرمان پيغامبر با حسن و حسين معانقه كرد « و از آن وقت باز پادشاه اسلام را نيز بسيارى گشايش و فتوح دست داد « 1 » » و از آن هنگام بر ارادت او بخاندان رسالت افزود . غازان خان بر رسم پادشاهان اسلام علاوه بر مساعدت بقوافل حاج خود به زيارت مزارهاى امامان مىرفت و نذرها مىكرد و مىفرستاد و بانشاء خانقاهها و مدارس و مساجد در جايهاى مختلف مبادرت مىنمود و اوقافى بر آنها تعيين مىكرد و نظر بارادتى كه بخاندان پيغامبر يافته بود فرمان داد تا در شهرهاى بزرگ دار السّيادههايى بسازند تا سادات آنجا فرود آيند و براى مصالح و مخارج آنان وقفهايى ترتيب داد « و همواره در عبارت آورد و فرمايد كه من منكر هيچكس نيستم و ببزرگى صحابه معترفم ، ليكن چون رسول را عليه الصّلوة و السّلام در خواب ديدم و ميان فرزندان خود و من برادرى و دوستى داد ، هر آينه با اهل البيت دوستى زيادت مىورزم و الّا معاذ اللّه كه منكر صحابه شوم . . . » « 2 » غازان خان با چنين انديشهء مستحكم دينى اسلامى و پرورش عمومى مسلمين كه نسبت باهل اديان ديگر با شدّت عمل رفتار مىكردند ، نه تنها بويران كردن بتخانها فرمان داد بلكه كليساها و كنشتها را نيز بدست امراى خود خاصه امير نوروز ، كه او و برادرش مسلمان و در كيش خود استوار بودند ، ويران نمود و در سكّهء جديدى كه ضرب كرد بر رسم پادشاهان اسلام كلمهء شهادتين را نقش زد و بنابر امر او اميران مغول بجاى كلاههاى تترى همه عمامه بسر گذاشتند « 3 » و چون عدّهيى از امراى مغول در آغاز پادشاهى او با اعمال
--> ( 1 ) - كتاب تاريخ مبارك غازانى ص 190 ( 2 ) - ايضا ص 190 - 191 ( 3 ) - تاريخ ادبيات برون ( از سعدى تا جامى ) ترجمهء آقاى على اصغر حكمت چاپ دوم ص 51