ذبيح الله صفا
111
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
را حامى دين اسلام و پيرو شريعت محمدى معرفى كرد . اين امر تقويتى براى مسلمين و وسيلهيى براى درآمدن دستههايى از مغولان باسلام و ايجاد ضعف و فتورى در كار عيسويان و مغولان غير مسلمان بوده است ، ليكن چنان كه مىدانيم دوران سلطنت او كوتاه بود و جانشين او ارغون خان از نو سياست تقويت بودائيان و عيسويان و ضعيف كردن مسلمانان را پيش گرفت ، بتخانهايى بر رسم بودائيان بنا كرد و با دولتهاى عيسوى از در وفاق و اتحاد درآمد تا در نبرد با مسلمانان شام و مصر موفّق باشد . جنگهاى دينى با مغولان در قسمت بزرگى از دورهء ايلخانان ، ايران مركز فعاليت بر ضد امرا و پادشاهان اسلامى شام و مصر و مبارزهء با آنان شده بود . علت اساسى اين امر نقشهء پيشرفت مغول به طرف مغرب بود كه هلاگو مأمور اجراى آن گرديده بود . اين مرد چنان كه مىدانيم در ايران و عراق و الجزيره توانسته بود از ضعف دولتهاى كوچك اسلامى و از نفاق مسلمانان با يكديگر و همچنين از سپاهيان نيرومندى كه در اختيار داشت استفاده كند و بپيشرفتهاى بسيار در قبال اسمعيليه و دستگاه خلافت و امارتهاى محلى الجزيره و شام نايل آيد و تا دمشق و حلب پيش برود . ليكن در سال 658 بر اثر استماع خبر مرگ منگوقاآن از حلب بازگشت و باعزام فرستادگانى بمصر و دعوت الملك المظفر سيف الدين قطز ( قدوز ) بايلى اكتفا كرد . امّا به شرحى كه مىدانيم الملك المظفر سپاهيان مغول را در « عينجالوت » شكست داد و كيتوبوقا سردار آن قوم را اسير و مقتول ساخت . ازين تاريخ كشاكش ايلخانان با مماليك ايوبى شام و مصر آغاز شد و همواره بشكست مغولان خاتمه يافت و حتى وسيلهء آن شد كه مسلمين قسمتى از نواحى از دست رفته را در شام و الجزيره و ارمنستان صغير دوباره بدست آورند و با پادشاه مغولى قپچاق يعنى منگو تيمور پسر بركاى ، كه قبلا دربارهء اسلام او سخن گفتهايم ، از در اتحاد درآيند و مخصوصا در عهد مجاهد بزرگ الملك الظاهر بيبرس و جانشين او الملك المنصور سيف الدين قلاون شكستهاى جديدى بر مغول وارد كنند . تا موقعى كه ايلخانان ايران قبول