ذبيح الله صفا

101

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مهاجران ايرانى ديده ميشدند كه با مردم حشر و آميزش يافته و زادگاههاى خود را بكلّى رها كرده بودند و چون در ميان اين مهاجران گروه بزرگى از فاضلان وجود داشتند طبعا بوسيلهء آنان مقدارى كثير از كتب و آثار فارسى و همچنين با خود آنان فرهنگ و آداب ايرانى ، بيشتر از آنچه در روزگار پيشين بود ، بسرزمين آسياى صغير انتقال يافت و در آنجا باقى ماند . - فراريانى را كه بسرزمين شام پناه ميبرده و گاه تا مصر هم مىرفته و در آن نواحى رحل اقامت مىافگنده‌اند ، نيز بايد در شمار همين دسته‌ها دانست . در ميان اين گروه دانشمندان بزرگى بوده‌اند كه البتّه در ذكر علماى زمان از آنان ياد خواهيم كرد . پناهگاه بزرگ ديگر بزرگان ايران از طبقات مختلف ، آنسوى رودخانهء سند در سرزمين هندوستان بود كه مماليك غوريه در آنها بساط حكومت گسترده بودند و ما ضمن ذكر اوضاع سياسى اين عهد مختصرى دربارهء آنان نوشته‌ايم . اين اميران كه بدسته‌هاى امراى سند و پادشاهان دهلى و اميران بنگاله تقسيم مىشده‌اند همه با فرهنگ و تربيت ايرانى پرورش يافته بودند و بزرگان دربار آنان بيشتر از ايرانيان شرقى بودند و حتّى غلامان و سواران آنان هم بيشتر تربيت‌يافتگان ايران و گريختگان اين سرزمين بودند . در دستگاه اين امرا هم گروه بزرگى از ايرانيان را مىيابيم كه يا اندكى پيش از حملهء مغول و يا مقارن وقايع ماوراء النّهر و خراسان و در دوران اغتشاشات آن نواحى از سند گذشته خود را بداخلهء هندوستان افگنده بودند و در ميان آنان مردم ديوانى و عالم و شاعر و طبقات ديگر وجود داشتند . مثلا وزير شمس الدين التتمش نظام الملك جنيدى ، از يك خاندان معروف ايرانى بود ، و « امير روحانى كه از افاضل آن روزگار بود در حادثهء چنگيز خان از بخارا بدهلى آمده . . . » و در سلك مدّاحان شمس الدين التتمش قرار گرفته بود « 1 » و قاضى حميد الدين ناكورى از مشايخ زمان كه شمس الدين التتمش قبلا نيز او را ميشناخت ، بدهلى گريخت و آنجا ساكن شد « 2 » و فخر الملك عصامى كه مدّتها وزارت بغداد داشت هم

--> ( 1 ) - تاريخ فرشته چاپ هند ج 1 ص 5 ، 1 . ( 2 ) - ايضا ص 116 .