مرتضى راوندى
92
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كوچك را بهدست خود هلاك كنند . . . البته مانويهء واقعى هرگز انكار نمىكردند و تقيّه را جايز نمىشمردند اما آنان كه صرفا متهم به زندقه مىشدند و از مانويه نبودند از انداختن آب دهان بر صورت مانى ابا نداشتند ، چنان كه يك نوبت از ابو نواس شاعر كه به زندقه متهم شد ، قاضى درخواست كرد كه بر تصوير مانى آب دهان بيندازد ، او انگشت به گلو كرد و بر آن صورت قى كرد . . . » « 1 » تلاش در راه سازش دين با فلسفه در ميان متفكرين و صاحبنظران قرن سوم هجرى ابو يوسف يعقوب بن اسحق كندى در زمرهء كسانى است كه در راه آشتى دادن بين دين و فلسفه تلاش بسيار كرده است . او با شجاعت و جسارت كمنظيرى به سوداگران دين تاخته و در راه كشف حقيقت سعى فراوان كرده است . به نظر او : « بر ما شايسته است كه از نيك شمردن حق ، يعنى ( حقيقت و فلسفه كه علم به حقايق اشياء است ) و كسب آن ، از هرجا كه باشد ، شرم نداشته باشيم ، هرچند آن مردمان از اقوامى باشند كه از ما خيلى دورند . . . براى جويندهء حق هيچچيز برتر و شايستهتر از حق نيست ، حق را نبايد ناچيز شمرد و به گوينده و آورندهء آن به چشم تحقير نگريست . . . همه به يارى حق ، بزرگى و شرافت پيدا مىكنند . بهنظر كندى : « اگر خواستار تكامل بخشيدن به نوع خود باشيم بايد گفتهها و حقايقى را كه پيشينيان گفتهاند بيان كنيم و در راه رفع نقايص آن كوشا باشيم » سپس كندى به دشمنان تحقيق و پژوهش به سختى و با صراحت حمله مىكند و بر آن است كه پليدى رشك بر جانهاى آنها چيره شده و در برابر چشمان آنها پردهاى است كه نمىتوانند نور حقيقت را مشاهده كنند . اين گروه براى نگاهدارى كرسيهاى دروغينى كه بدون شايستگى بر آنها تكيه زدهاند به سوداگرى با دينى كه خود ندارند ، پرداختهاند و به مخالفان به چشم دشمنان حربى مىنگرند . چه هركسى با چيزى سوداگرى كند آن را مىفروشد و آنكس كه چيزى را بفروشد ، ديگر دارندهء آن نيست و بنابراين هركه با دين سوداگرى كند دين ندارد . . . . دانستن حقايق اشياء ، علم ربوبيّت و فضيلت است و دست يافتن به هر علم
--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از مقالهء دكتر زرينكوب ، در پيرامون زندقه ، در مجله راهنماى كتاب ، زمستان 43 ، شمارهء دوم ، سال هفتم ، ص 262 به بعد .