مرتضى راوندى
78
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
روش واثق مسعودى در مروج الذهب مىنويسد : « واثق بحث و نظر را دوست مىداشت و تقليد را نمىپسنديد و مايل بود از علوم و عقايد فيلسوفان متقدّم و متأخر و هم اهل شريعت مطلع شود . يك روز جمعى از فيلسوفان و طبيبان به حضور وى رفته بودند و درباره اقسام علومشان از طبيعيّات و دنباله آنكه الهيّات است سخن رفت و واثق به آنها گفت مىخواهم چگونگى علم طب و اصول آن را بدانم كه مأخذ آن مشاهده است يا قياس و سنت يا مقدمات عقل يا آن را به سماع توان يافت . . . ابن بختيشوع و ابن ماسويه جزو حاضران مجلس بودند . . . يكى گفت : مأخذ علم طب « تجربه » است و در تعريف طب گفتهاند علمى است كه از تكرار مشاهده در احوال مختلف بيماران حاصل آيد . . . طبيب براى علاج بيمار بايد در طبيعت بيماريها و تنها و غذاها و عادتها و علل ديگر بنگرد تا به كمك آن استدلال تواند كرد . . . گويند واثق در همين مجلس و مجالس ديگر سؤالات بسيار كرد كه « حنين » بدان جواب داد و همه را در كتابى بهنام المسائل الطبيعيّه فراهم آورد . . . مسعودى گويد : « واثق در مباحثهها كه در مجلس او ما بين فقيهان و متكلمان در اقسام علوم عقلى و نقلى و در همه فروع و اصول انجام مىشد اخبار نيكو دارد . . . » « 1 » حمايت رجال ايرانى از علما و دانشمندان غير از خلفاى عباسى عدهاى از رجال اين دوره كه اكثر آنها ايرانى بودند ، در راه حمايت علم و ترجمه و نشر كتب ، بذل مساعى و صرف مال كردند كه از آن جمله يحيى بن خالد برمكى وزير هارون الرشيد و پسرانش فضل و جعفر و برادر يحيى ، محمد بن خالد ، در تشويق اهل علم و ادب شهرت فراوان دارند ، چنان كه آل بختيشوع ، مخصوصا جبرئيل بن بختيشوع ، آنهمه مال و نعمت را از بركت وجود اين خاندان كسب كردند . » برامكه خود جزو متفكرين و صاحبنظران عصر بودند و غالبا در محافلى كه براى مباحثات فلسفى تشكيل مىشد ، شركت و اظهارنظر مىكردند و به همين مناسبت آنها را نيز مخالفان ، « زنديق » مىخواندند . بيت الحكمه از دورهء هارون الرشيد كتب و منابع علمى و فلسفى در خزانهء خاصى كه بيت الحكمه نام داشت گردآورى مىشد . عدهاى از ارباب علم ، نظير ابو سهل فضل بن نوبخت در آن مؤسسه علمى مشغول كار بودند - كار
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 488 به بعد .