مرتضى راوندى

79

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بيت الحكمه و سازمان آن در عهد مأمون بالا گرفت و حكم دانشگاه ، و دار العلمى را پيدا كرد كه عده‌اى از دانشمندان در آن به ترجمه و تأليف كتب اشتغال داشتند و عده‌اى كتابدار و صحّاف در آن كار مىكردند . بنابر برخى اقوال ، اين سازمان فرهنگى تا حملهء مغول در بغداد وجود داشته و مورد استفاده دانش‌پژوهان بوده است . افراد برجسته‌اى كه به كار ترجمهء كتب علمى از منابع خارجى اشتغال داشتند از چهل تن تجاوز مىكرد كه اهمّ آنها خاندان ماسرجيس ، خاندان بختيشوع ، ابن المقفع ، خاندان نوبخت ، ابو زكريا ، يوحنا بن ماسويه ، ابن البطريق و خاندان جليل و حنين را مىتوان نام برد . نقش معتزله ترجمه كتب در آغاز امر منحصر به كتب طب و نجوم بود و اندكى بعد خصوصا بر اثر نفوذ معتزله و حاجت اين فرقه در مقالات خود به اثبات و استدلال ، توجه به فلسفه و نقل كتب منطق و فلسفه آغاز شد و با سرعتى عجيب از اواسط قرن دوم تا اواخر قرن چهارم ، بسيارى از كتب طب و تشريح و داروشناسى و فلسفه و نجوم و طبيعيات و كيميا و رياضيّات و فلاحت و نظاير آنها ، مستقيما به عربى يا نخست به سريانى و سپس به عربى ترجمه شد - تقدم در ترجمهء همهء اين كتب با دو قوم ايرانى و سريانى است . . . احترام به عقايد و اديان متنوعه ( كه در عصر اول عباسى رعايت مىشد ) باعث شد كه گروه بزرگى از دانشمندان و مترجمان ايرانى و سريانى به دربار خلفاى عباسى روى آورند و به كار ترجمه و تدوين كتب پردازند . . . « 1 » از آنچه گذشت معلوم مىشود كه فرقه معتزله كه بيشتر عقايد آنها ، رنگ فلسفى داشت ، انسان را فاعل مختار مىدانستند ، يعنى اقوال و افعال انسان را فقط مولود ارادهء خدا نمىدانستند و عقيده داشتند كه هركس مسئول اعمال و خالق كارهاى خويش است . علاوه بر اين معتزله قرآن را حادث مىدانستند و با كسانى كه به قدم و ديرينگى قرآن ايمان داشتند مخالفت و مبارزه مىكردند . جمعى از معتزله عقل را پيشوا و رهنمون خود مىدانستند تا جائى كه حكم عقل را بر نصوص كتب آسمانى ترجيح مىدادند و در مقام سنجش اديان و مذاهب مختلف با آراء فلاسفه قديم برمىآمدند و سرانجام به مذهبى عقلى ، عارى از خرافات گرويدند . درنتيجه ابراز اين عقايد عده‌اى ، معتزله را متهم كردند كه به قرآن ارزش و احترام

--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از كتاب تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، تأليف دكتر صفا ، از ص 45 به بعد .