مرتضى راوندى
75
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ابو سعيد و آغاز جنگهاى خانگى فرمانرواى هند براى تحكيم موقعيّت سياسى خود ، تسليم جاهطلبى سلطان مصر شد و اين اصل را پذيرفت كه « هيچ شهريار يا فرمانروايى تا زمانى كه مورد تأييد خليفهيى از دودمان عباسى نباشد نمىتواند شهريار ، يا فرمانروايى قانونى باشد . به اين ترتيب خليفه مصر در هندوستان به موقعيّت ممتازى رسيد ولى اين افتخار صورى و بىمغز بود و هركس قدرت و نيروى نظامى بيشترى داشت با استناد به آيهء 25 سورهء سوم قرآن : قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ ، تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ - مىتوانست اصل « زور و قدرت » را به كرسى بنشاند و بگويد مالك حقيقى اين جهان خداست ، به هركس بخواهد ارزانى مىدارد و از هركس بخواهد مىگيرد . علاوه بر اين ، زورمندان از سورهء 38 آيهء 25 به نفع خود بهرهبردارى مىكردند و مىگفتند مگر خدا به داود پيغمبر نگفت : « يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ » يعنى : اى داود ما تو را جانشين خود در زمين كرديم ، ميان مردم به درستى داورى نما . همچنين شهرياران توسعهطلب و خودكامه براى آنكه بتوانند رقباى خود را از پاى درآورند به سورهء 21 آيهء 22 استناد مىجستند و مىگفتند : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا يعنى اگر در آسمان و زمين خدايانى جز « الله » مىبودند نظم جهانى بههم مىخورد . حتّى تيمور خونآشام « نه تنها خودش را وارث حقوق دولتى خانهاى مغول مىشمرد ، بلكه كيفردهندهء تبهكاران عليه دين و « زندهكنندهء حق » در سرزمينهائى كه تسخير كرده بود مىناميد . » « 1 » توجه بعضى از خلفا و زمامداران حكومت عباسى به علم و فرهنگ توجه به دانش و فرهنگ درحقيقت از عهد ابو جعفر منصور ، برادر سفّاح آغاز گرديد ، از كارهاى زشت اين خليفه ، قتل ابو مسلم خراسانى سردار شجاع ، و عبد اللّه بن المقفع متفكر و نويسندهء بليغ ايرانى است كه كتاب كليله و دمنه و خداينامه را از پهلوى به عربى ترجمه كرد و بهترين نمونهء نثر فصيح و سليس عربى را به يادگار گذاشت ، و از كارهاى مثبت و پرثمر منصور اين است كه دانشمندان را وادار كرد كه كتب علمى ، فلسفى و مذهبى ديگر ملل را به عربى ترجمه كنند و اين اقدام به بيدارى مردم كمك فراوان كرد ، و باب بحث و جدل و تفكر و تعقل و چون و چرا را در جهان اسلامى گشود .
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 45 .