مرتضى راوندى

72

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سيم تنها آيات و احاديث مىنوشتند و بس ، و اين مىرساند كه فرمانروايان ، هنوز بر آن نبودند كه مفهوم « خليفة الله » را از حوزهء چاپلوسى و خوشامدگويى درگاهشان به حوزهء شرع و حكومت ، منتقل كنند و گسترش دهند . عباسيان در اين‌باره با گستاخى بيشترى دست به كار شدند و در روزگار مأمون ( از 813 تا 833 ) براى نخستين بار پس از تغيير پولى كه در عهد عبد الملك رخ داد ، فرمانرواى دولت ، خودش را در روى سكه‌ها « خليفة الله » ناميد . » « 1 » پس از سقوط بنى اميه به سال 750 ميلادى ، وحدت جهان اسلامى تا حدى متزلزل گرديد . « . . . در سدهء نهم ميلادى پس از هارون الرشيد ( از 786 تا 809 ) حتى آن بخش از جهان اسلام نيز كه خلفاى عباسى را « امير المؤمنين » مىدانستند ديگر دولتى يكپارچه نبود . در ولايتهاى گوناگون ، دودمانهاى فرمانروايان موروثى پديد آمدند كه فرمانروايى عاليهء امير المؤمنين را به ظاهر ، گردن مىنهادند . . . با آنكه اميران در ولايات فرمانروايى موروثى را به يكديگر مىدادند ، باز هم نمايندگان امير المؤمنين ، به‌شمار مىآمدند . موقعيت سياسى خليفه « امير المؤمنين » طبق معمول ، روزهاى جمعه در مسجدها خطبه خوانده مىشد و در ضمن ، در اين خطبه تنها نام خليفه همچون مردى مىآمد كه مورد توجه پروردگار است . . . از نيمهء دوم سده نهم ميلادى ( قرن سوم هجرى ) مقام خطيب رفته‌رفته از مقام « امير » جدا گرديد و برخى از فرمانروايان محلى حق خطبه و سكه را از آن خود كردند و نام خويش و پدرشان را در زير نام خليفه بر سكه‌ها نوشتند . احمد بن طولون سردودمان طولونيان ، در سال 789 ميلادى در مصر و سوريه اين گام را برداشت و نزديك همان زمان ، عمرو بن ليث صفارى . . . در بخش باخترى سرزمين ايران ( سيستان و خراسان ) همين كار را كرد . پس از عمرو صفارى ، سامانيان نيز از اين سنت پيروى كردند و پس از نام خليفه ، نام فرمانروا و پدرش مىآمده است . سرانجام در سدهء نهم ميلادى ، از هم‌گسيختگى سياسى در جهان اسلام نمودار شد . نمايندگان سه خاندان ، يعنى عباسيان در بغداد ، فاطميان در مهديه و سپس در قاهره و امويان در قرطبه در يك زمان ، خود را امير المؤمنين ناميدند . . . تجزيهء جهان اسلامى به چند دولت جدا ، تأثير چندانى در ديد مسلمانان نداشت .

--> ( 1 ) . بار تولد ، خليفه و سلطان ، ترجمهء سيروس ايزدى ، ص 16 .