مرتضى راوندى
71
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سير حكومت در جهان اسلامى قبل از آنكه از توجه و عنايت بعضى از خلفاى عباسى به مسائل فلسفى سخنى به ميان آيد ، بهطور اجمال به خصوصيات حكومت مذهبى در جهان اسلامى اشاره مىكنيم : حكومت مذهبى يا تئوكراسى « 1 » دولتى كه از اختلاط قدرتهاى دينى و سياسى بوجود آيد حكومت دينى مىنامند مانند حكومت امويان و عباسيّان . پس از رحلت پيشواى اسلام ، اكثر مسلمانان ابو بكر و عمر را جانشين پيامبر خدا يعنى « خليفهء رسول الله » مىخواندند ، ولى پس از خلفاى راشدين با روى كار آمدن بنى اميّه بار ديگر « روش اكاسره » يعنى راه و رسم شهرياران مستبد ايران و بيزانس ، در بين خلفا و وابستگان آنها طرفداراى پيدا كرد . و . و بار تولد ، محقق و پژوهندهء روسى ، مىنويسد : « معلوم نيست چه زمانى عنوان جانشينى پيامبر خدا ( خليفهء رسول الله ) جاى خود را به پندار جانشين خدا در زمين ( خليفة اللّه فى الارض ) داده است . . . . تنها مىتوان گفت كه لقب « خليفة اللّه » در روزگار بنى اميّه به كار رفته است ، از « فرزدق » ، شاعر روزگار بنى اميّه ، چامه و سرودى در دست است كه در آن خليفه سليمان ( از 715 تا 715 ) سلف خليفه عمر دوم خليفة الله ناميده شده است و داستانى هست دربارهء خليفه هشام ( از 724 تا 743 م ) كه چگونه يكى از چاپلوسان از او پرسيده بود : چه كسى را گرامىتر مىدارى ، جانشينت ( خليفهات ) را يا پيامبر را ؟ و هنگامى كه خليفه پاسخ داده بود كه « جانشينم را » مرد چاپلوس ( بىشرمانه ) نتيجه گرفته بود كه خليفه نزد پروردگار از پيامبر بالاتر است . . . با اينحال خلفاى اموى در مقام اين نبودند كه نام خليفه را كنار نام خدا و پيامبر بگذارند و روى سكّههاى زر و
--> ( 1 ) . Theocratie