مرتضى راوندى
70
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در مقابل ملحدين ، جماعتى راه تقوا و پرهيزكارى پيش گرفتند مانند عبد إله مبارك ، سفيان ثورى ، داود طائى و فضيل بن عياض و جز اينها ، اين جماعت در عين تقوا و ايمان از ارتباط و پيوستگى با هر امير يا والى گريزان بودند و از قبول هر مقامى كه عباسيان به آنها واگذار مىكردند خوددارى مىكردند چنان كه سفيان ثورى با اينكه مردى فاضل و دانشمند بود ، از طريق كسب و تجارت امرار معاش مىنمود . چون عباسيان قضاء كوفه را به او سپردند از قبول اين شغل امتناع ورزيد ، عباسيان او را متمرد شمردند ثورى هم فرار را برقرار ترجيح داد و بالاخره در سال 162 ه در حال گريز درگذشت . . . » « 1 » وصفى از يك زنديق : جاحظ خصوصيات فكرى و عقيدتى زنادقه را چنين توصيف مىكند : « كسى كه از ميان نويسندگان سر بلند كرده و از سخن ، عبارات شيرين را آموخته ، از علم اندكى تلقى كرده و حكم بزرگمهر را روايت مىكند ، و وصاياى اردشير را حفظ دارد ، و انشاء عبد الحميد را مطالعه مىكند و ادب ابن مقفع را اخذ نموده و كتاب مزدك را معدن علم دانسته ، و كليله و دمنه را مايه فضل شناخته و گمان مىكند ، در سياست فاروق اكبر شده . . . و آنگاه بر قرآن رد و انتقاد كرده و آن را متناقض و متباين مىداند ، سپس اخبار و احاديث را تكذيب مىكند ، راويان حديث را طعن مىكند ، اگر شريح را ذكر كنند مذمت مىكند ، اگر حسن بصرى را وصف نمايند ، نكويش نمىشمرد ، و اگر شعبى را نام بردند نادانش مىداند ، و مجلس خود را به ستايش اردشير بابكان ، و دادگرى انوشيروان و جهاندارى ساسانيان ، سرگرم مىنمايد ، و اگر از جاسوس پرهيزد و از مسلمين حذر كند ، سخن از معقول مىراند و از محكم قرآن گفتگو و از منسوخ آن خوددارى مىنمايد ، و آنچه را به چشم ديده نشود ، تا عقل آن را نمىپذيرد تكذيب مىكند ، و حاضر را به غايب ترجيح مىدهد ، و آنچه را در كتب وارد شده اگر مقرون به منطق باشد قبول و الّا رد مىكند . . . » « 2 »
--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از كتاب پرتو اسلام ، ج 2 ، ترجمهء ع . خليلى ، از ص 185 تا 209 . ( 2 ) . پرتو اسلام ، ج 2 ، ص 187 .