مرتضى راوندى

67

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

درباره عقل پيش كشيده بودند ، يعنى آخر كار معتزله منطقا ، به همان جايى كشيد كه ابن راوندى رفت . شايد الحاد ابن راوندى از ابو عيسى وراق متأثر شده بود كه او نيز نخست به راه اعتزال رفت و سپس به تشيّع گراييد و آنگاه ملحد گشت . تمايلات مانويّه نيز در افكار ابو عيسى هست و شايد بتوان او و ابن راوندى را با جريان مانويان مربوط دانست . به‌هرحال معتزليان از روى حسن نيت و غيرت ، كمر به دفاع اسلام بستند ولى پاى خود را در جاى خطرناكى نهادند كه عاقبتش به الحاد مىكشيد و بالاخره اسلام آنگاه از خطر الحاد جست كه اشاعره قوت يافتند و مكتب اعتزال را دربستند و جريان زندقه با تعصب دولت و كشتن ملحدين برافتاد . قطعاتى از كتاب زندقه‌آميز زكرياى رازى جزو رديّه يكى ديگر از دعاة اسمعيلى به نام الداعى ابو حاتم الرازى ضبط شده است . با ظهور زكريّاى « رازى » به اوج الحاد مىرسيم كتاب رازى نقد الاديان يا مخاريق الانبياء نام داشته كه يكى از دانشمندان به‌نام « كراوس » قطعاتى از آن را كه در كتاب اعلام النبوّهء ابو حاتم رازى نقل شده است جمع كرد و در ضمن رسائل فلسفيه زكرياى رازى در قاهره به سال 1939 به چاپ رسانيد . رازى در اين كتاب نه فقط عقايد خاص خود را در مورد آفرينش و قدماى خمسه ( خدا ، نفس ، ماده زمان و مكان ) بيان مىكند ، بلكه به كلى زير نبوت مىزند و دين را موهوم مىخواند . به نظر رازى تنها عقل است كه ارزش و اعتبار دارد . . . » « 1 » جالب توجه است كه با تمام مبارزات ملحدين و محافل الحادى عليه دين مبين اسلام ، پس از 14 قرن ، در سرزمين ايران حكومت جمهورى اسلامى با قدرت تمام برقرار شده است . جدالهاى فلسفى در دورهء عباسيان كشمكش شديدى ميان كفر و ايمان و بين شك و يقين در جوامع اسلامى درگرفته بود . متدينين و متشرّعين گاه با تشكيل جلسات به بحث و گفتگو مىپرداختند و سعى مىكردند با حجّت و برهان طرف را متقاعد كنند و چون غالبا از اين راه به مقصود خود نمىرسيدند دست به شمشير مىبردند . زنادقه و ماديون غالبا با جوانان به بحث مىپرداختند و تخم شك و ترديد را در مزرع دلهاى آنها مىكاشتند و گاه براى رسيدن به مقصود ، خود از راه دين وارد مىشدند و به‌نام تشيع و دلسوزى براى اسلام ، مردم را با مسائل فلسفى ، علمى و مادى آشنا مىكردند و از اين راه تيشه به ريشهء اسلام عزيز مىزدند .

--> ( 1 ) . به نقل از مجلهء راهنماى كتاب ، خرداد 41 ، ص 311 به بعد .