مرتضى راوندى
526
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و يونان شروع مىشود . طالس ملطى كه پدر فلسفه ( ابو الفلسفه ) ناميده مىشود ، اصول عقايد علمى را ، بر تفكر و استدلال و علت و معلول مىگذارد ، اين طريقه بهتدريج نمو مىكند ، و در فلسفهء هراكليت ، مبانى و اصولى را ملاحظه مىنمائيم كه فقط منطق و استدلال را با ملاحظه جريان قضايا در تفكرات ، معمول مىكند . چنان كه مىگويد : « در يك رودخانه نمىتوان دو دفعه داخل شد . » و با اين بيان تغيير دائمى پديدههاى گوناگون را توضيح مىدهد . دوره منطقى ، تمام قرون قديم و قرون وسطا را شامل مىشود ، در طول اين مدت ، تكامل تدريجى است . در قرون جديد كه در اجتماع ، تقسيم كار ، نموّ زيادى پيدا مىكند ، علم نيز به شعب مختلف تقسيم مىگردد . در فاصلهء بين قرون جديد و معاصر كه در اجتماعات بشر ، انقلابات شديدى ، به ظهور رسيده است ، علم نيز تغييرات ناگهانى مىكند ، و دورهء سوم علم ظاهر مىشود . « 1 » ج . دورهء تجربه - در دورهء دوم ، بشر به تفكر منطقى قناعت مىكرد ، و مشاهده و تجربه در كار نبود . راجع به خلقت عالم و عنصر بودن آب ، آتش و خاك و باد ، در دورهء اسكولاستيك بحث مىشد ولى چون تجربه در كار نبود ، منطق هم در درجهء دوم قرار مىگرفت ، محاوره و مغالطه و گفتگو و بحث رواج داشت . شروع دوره مشاهده و تجربه ، مانند كليه تغييرات انقلابى و ناگهانى با يك سلسله اشكالات مواجه مىشود . « كوپرنيك » به آسانى نتوانست در مقابل معتقدات كهن ، عقيدهء خود را اظهار كند و مدت 12 سال آن را پنهان نگهداشت . « گاليله » مجبور شد ، در مقابل پاپ زانو به زمين زده و در باب عقيدهء خود راجع به حركت زمين ، استغفار كند . جوردانو برونو ، كه اين احتياط را به خرج نداد ، در آتش غضب پاپ سوخت ، ولى همين شعله ، فصل مشترك دو دورهء مشخص ، يعنى مظهر تكامل ناگهانى و انقلابى بود . بالاخره پس از اين فداكاريها ، دورهء سوم شروع شد ، و تكان شديدى در پيشرفت علم به ظهور رسيد ، بهطورى كه قرن هيجده و نوزده و بيست را بايد دورهء تجربه در تاريخ زندگى بشر دانست . . . در نتيجهء توأم شدن تجربه با تفكر علمى و كامل شدن منطق و ظهور استدلال عقلى بشر امروزى موفق شده است قضاياى طبيعت را پيشبينى كند . » « 1 »
--> ( 1 ) . پسيكولوژى ( علم روح ) ، دكتر تقى ارانى ، انتشارات آبان ، چاپ دوم ، از ص 269 به بعد . ( به اختصار )