مرتضى راوندى
527
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نشر انديشههاى فلسفى در اروپاى مركزى با تمام تلاشى كه عناصر ارتجاعى زمان ، در راه ركود افكار عمومى بهكار مىبردند از اواخر قرون وسطا ، در جوامع غربى ، از بركت آرامش و امنيت نسبى و جنبش نوين شهريگرى و رشد بورژوازى و پيشرفت صنعت و تجارت و توسعه مدارس و مراكز علمى و بالا رفتن سطح فرهنگ عمومى ، افكار علمى روز به روز قوام و استحكام بيشترى كسب مىكرد . همين جريان ، عدهاى از پژوهندگان غرب را به مطالعه آثار و افكار زكرياى رازى و ابن سينا و ابن رشد و ديگر متفكرين جهان اسلام ، برانگيخت . اصول افكار و عقايد ابن رشد از اين قرار بود : 1 . عالم ازلى و قديم است . 2 . در تمام انسانها ، علمى كه وجود دارد يكى است . 3 . سلسلهء انسانها به يك آدم معينى منتهى مىشود . 4 . نفس با جسم فنا مىشود . 5 . خدا عالم به جزئيات نيست . 6 . خدا چيزهاى فناپذير را نمىتواند ابدى كند . فلسفهء ابن رشد به تدريج از سدها و موانعى كه در راهش ايجاد شده بود عبور كرد . تا جايى كه در قرن چهاردهم و پانزدهم ميلادى بهطور علنى و آشكارا فلسفهء ابن رشد را در سراسر اروپا تدريس مىكردند ، ولى دوران حكومت فكرى ارسطو ، ابن رشد و ابن سينا نيز چندان نپاييد و با پيشرفت علوم مادى ، بناى فرتوت فلسفهء قديم فرو ريخت و عصر حكومت علم و عقل و مشاهده و تجربه آغاز گرديد . وفات ابن رشد در سال 595 ه اتفاق افتاد . . . « 1 »
--> ( 1 ) . براى كسب اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به تاريخ علم كلام ، علامه شبلى ، از ص 76 به بعد .