مرتضى راوندى
525
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ياد داشته باشيم . . . » « 1 » مراحل تكاملى علم « رشتههاى مختلف معلومات بشر و بهطور كلى علم ، دائما در تغيير و تكامل است و در اين امر ، مانند تكامل تمام پديدههاى طبيعت ، دو جريان مشخص ديده مىشود : 1 . تكامل تدريجى ، 2 . تكامل انقلابى . در تمام انواع تكامل و تغييرات ، اعم از اينكه قضايا طبيعى باشد ، يا اجتماعى يا روحى ، هردو نوع مزبور را مىتوان ملاحظه نمود . در علوم طبيعى مشاهده مىشود كه درجهء حرارت يك مايع را مىتوان متدرجا بالا برده ، در ضمن حرارت دادن ، در مايع « تغيير كمّى » به ظهور مىرسد ، يعنى عددى كه نمايش درجهء حرارت است ، متدرجا بالا مىرود ، ولى موقعى مىرسد كه اين تغيير كمّى به تغيير كيفى مبدّل مىشود و يك مرتبه مايع ، بخار مىشود . در حالت اول تكامل تدريجى و در حالت ثانى انقلابى است . در اجتماع ، اين حالت كاملا وجود دارد ، مثلا در مهد حكومتهاى فئوداليسم ، افكار آزادى سرمايه و سرمايهدارى به تدريج توليد شده و نمو مىكند ، ولى پس از سير تكامل تدريجى و يك سلسله تغييرات كمّى : « وضع شدن بعضى قوانين به نفع آزادى مزبور ، و تنظيم مقرراتى براى محدود كردن قدرت استبدادى فئودالها و سلاطين » . يك دفعه تغيير ناگهانى روى مىدهد و شكل اجتماع در دست انقلاب تغيير مىنمايد و حكومتهاى سرمايهدارى ( بورژوازى ) بهوجود مىآيد . چنان كه پس از پيروزى انقلاب كبير فرانسه كليه مقررات و نظامات دست و پا گير فئوداليسم برافتاد و نظام بورژوازى و اصول آزادى و دموكراسى مستقر گرديد . و ديرى نگذشت كه اين نظام به ديگر كشورهاى اروپايى و آسيايى راه يافت . در پسيكولوژى و علوم ديگر ، اين حالت را مىتوان ملاحظه نمود . در تاريخ هر علم مىتوان سه دورهء تكامل تدريجى كه فاصلهء بين آنها يك تكامل انقلابى است تشخيص داد . الف . دورهء حكايتى : هر علم داراى يك دوره حكايتى است ، يعنى مبانى آن فقط جسته و گريخته به شكل حكايات بيان مىشود . مثلا در مراحل اوليهء تمدن ، بشر معتقد بود كه امراض ، توسط روحهاى پليد ، كه هنگام شب وارد منازل مىشوند ، توليد مىشود ، علم جديد كه پيدايش امراض را به موجودات زندهء كوچك يعنى ( ميكروب ) منسوب مىكند ، نظريات قبلى را نسخ مىكند . ب . دورهء منطقى يا علمى - اين دوره در تاريخ بشر ، با تمدن شهرهاى آسياى صغير
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 347 .