مرتضى راوندى
524
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
« توسكانى » بهنام فرانچسكو ردى ( FrAnces - Co Redi ) نخستين ضربه را بر پيكر تئورى خلق السّاعه حيات زد ( 1668 ) . او با تجربيات خود ثابت كرد كه كرمهايى كه روى گوشت توليد مىشوند نوزاد مگسند و اگر گوشت را در ظرفى سترون « 1 » نهاده با ململ بپوشانند ، ديگر هيچ كرمى از آن بهوجود نمىآيد . دويست سال بعد لوئى پاستور توانست ، ضربه نهايى و قطعى را بر اين تئورى ، يعنى تئورى خلق الساعهء موجودات زنده ، وارد سازد . . . قويترين طرفداران نظريهء خلق السّاعه « الهيّون » بودند كه از كتاب مقدس الهام مىگرفتند . آنان بر متافيزيك ارسطويى متّكى بودند و از پشتيبانى فلاسفهء ايدهآليست برخوردارى كامل داشتند ، بنابر عقيدهء آنان ، ساختمان و سازمان هر موجود زنده دوگانه است ، « كالبد » و « روح » و حيات آفريدهء يك قدرت مطلق ازلى است . تا نيمهء اول قرن شانزدهم ، علوم طبيعى ، دست بسته به يوغهاى سهگانهء خرافات ، متافيزيك ارسطويى و سيستم بطلميوسى مركزيت زمين ، پا در هوا ، باقى مانده بود . كوپرنيك با اعلام نظريه مستدلّ خود دربارهء مركزيّت خورشيد و گردش زمين و سيّارات ديگر به گرد آن ، يكى از زنجيرهاى اسارت علوم طبيعى را پاره كرد . . . در قرن هفدهم كپلر ، گاليله و نيوتن - كار كوپرنيك را به اتمام رسانيدند . زمين از سرير فرمانروايى به پائين كشيده شد و خورشيد به مقام شايان خود رسيد . ثابت شد كه « زمين » مركز عالم نيست بلكه سيّارهيى است كه هم بر گرد خود و هم بر گرد خورشيد مىگردد و نيز ثابت شد كه قوانين مكانيك و قانون جاذبهء نيوتن ، حاكم بر حركت اجرام آسمانى است . . . تنها در قرن نوزدهم بود كه با سه كشف بزرگ علمى يعنى تئورى ساختمان سلول . . . تئورى تكامل چارلز داروين مبتنى بر « انتخاب طبيعى » و بالاخره قانون « تغيير شكل يا بقاى انرژى » . . . علوم طبيعى زنجيرهاى اسارت قرون را پاره كردند . . . » « 2 » اپازين ، در پايان كتاب ، نتيجه مىگيرد كه : « . . . تكامل با سرعت بسيار بيشترى ادامه يافته است . تغييرات اساسى در جريان تكامل تدريجى حيات ، در عرض صدها يا دهها ميليون سال طول كشيده است ، تجديد نظامهاى اجتماعى ، در طى چند هزار سال يا چند قرن رخ مىدهند ، و ما اكنون مىتوانيم مشاهده كنيم كه رويدادها و پيشآمدهاى عظيمى در زندگى انسان ، حتى در عرض دورههاى ده ساله روى داده است ، ما بايد اين قانون تكامل را هميشه درتحليل حوادث گذشتهء دور ، و نيز در پيشبينيهاى خود دربارهء آينده به
--> ( 1 ) . سترون يعنى نازا و عقيم و عارى از ميكرب . ( 2 ) . آ . اى . اپارين حيات ، طبيعت و منشأ تكامل آن ، ترجمهء بنى طرفى ، ص 4 ، 5 ، 6 و 7 ( به اختصار ) .