مرتضى راوندى

50

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مهمترين فرق و جريانات فكرى در جهان اسلامى به عقيدهء براون مهمترين فرق مذهبى كه از اسلام منشعب شد يكى فرقهء شيعه است كه امامت و حكومت را از حقوق مسلم خاندان رسالت مىدانستند و ديگرى فرقهء جمهورىخواه و آزادمنش خوارج است كه بر خلاف شيعيان ، معتقد بودند كه هر فرد مسلمانى در صورتى كه اهليّت داشته باشد مىتواند به مقام امامت و خلافت برگزيده شود ، به نظر براون « خوارج » در امور مذهبى مظهر تمايلات دموكرات منشانه تازيان ، و شيعيان مظهر تمايلات سلطنت‌خواهانه ايرانيان بوده‌اند ، فرقه سوم فرقه مرجئه است كه جنبه سياسى آن غلبه داشت ، و فرقه چهارم كه بيشتر داراى جنبه دينى و تفكرات فلسفى بود قدريه يا معتزله مىباشد . . . مرجئه مأخوذ است از ريشهء « ارجاء » به معناى « به تأخير انداختن » و بدان سبب اين قوم را مرجئه گويند كه معتقد بودند كيفر مسلمين گنه‌كار ، تا روز قيامت به تأخير افتد و هيچ مؤمنى را ولو اينكه هر معصيتى مرتكب شده باشد نبايد ملعون داشت . اين گروه مسلمين ، بر خلاف شيعيان و خوارج ، تسليم خلافت بنى اميّه شدند . اين جماعت عقيده داشتند كه هيچ مؤمن مسلمانى الى الابد در جهنّم نخواهد ماند . . . بديع الزمان فروزانفر مىنويسد : « نزد مرجئه ايمان عبارت است از قول لا إله الا اللّه ، محمد رسول اللّه ، و عمل جزء ايمان نيست ، بنابراين كسى كه اداى شهادتين كند مؤمن است اگرچه عمل به مقتضاى ايمان نكند و از اين جهت مرتكبين كبائر را مؤمن مىخواندند و دربارهء مرتكب كبيره مىگفتند نرجى امره الى الله . بر خلاف خوارج كه مرتكب كبيره را كافر مىدانستند و عقيده مرجئه ، چنان كه اشاره كرديم ، با وضع دينى خلفاى فاسد بنى اميه كه از هيچ گناه كبيره‌يى احتراز نداشتند مناسب بود و از اين جهت آن طايفه را تقويت مىكردند . . . » براون مىنويسد مرجئه نظرهاى خود را ظاهرا با محيط دربار اموى كه با روح هيچ‌يك از شيعيان واقعى و خوارج به هيچ‌وجه سازگار نبود طورى تطبيق مىكردند كه جز عنوان ابن الوقت و بوقلمون صفتى به سختى مىتوان عنوان ديگرى براى آنها قائل شد . پس از سقوط بنى اميه اين فرقه ، استقلال خود را از دست داد ولى ابو حنيفه مؤسس يكى از چهار مذهب تسنن كه تا امروز نيز نام او مانده است از ميان همين جماعت برخاست . فن كرمر ( VanKremer ) گويد « بسيار جاى تأسف است كه اطلاعات دقيق و صحيح دربارهء اين فرقه تا اين اندازه كم است . منابع عربى اطلاعات مربوط به عصر اموى ، به كلى نابود شده و دچار سرنوشت همان عصر گرديده است و قديمترين آثارى كه مانده است از زمان عباسيان است ، بنابراين اطلاعاتى كه درباره مرجئه داريم مبتنى بر اخبار پراكنده‌اى