مرتضى راوندى
492
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مطمئن خاطر مىشد ، با او مىگفت من باب اللّه هستم فادخلوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها : هيچ خانه را جز از در ، به اندرون نتوان شد . . . در كربلا جمعى را گرد خود فراهم كرد . . . با خاصّان خويش گفت ، آن مهدى صاحب الامر . . . منم . » « 1 » خصوصيّات فرهنگى حاج كريم خان كرمانى 1225 - 1285 باب با قيام و دعوت خود مىكوشيد بنيان معتقدات مذهبى مردم را كه با گذشت هزار سال ، در اذهان و افكار عمومى رسوخ كرده بود متزلزل كند و به خيال خود مىخواست از حدود و قيود شرعى و مذهبى بكاهد و تعاليم اسلام را با اوضاع و احوال عصر جديد سازگار كند . وى به پيروان احسايى و رشتى مىگفت مهدى موعود منم ؛ البتّه عدّهيى از روحانيان و مردم عادى به او گرويدند ولى سيّد به قدرى بىمايه و سطحى بود كه نمىتوانست جواب روحانيان عادى را بدهد و به همين جهت هر وقت باب بحث و گفتگو گشوده مىشد ، سيّد ، درمانده و عاجز مىماند : به قول كسروى « اگر سيّد على محمّد ، پايه و مايهء علمى داشت و عاقلانه عمل مىكرد ، ممكن بود پيروزىهاى بزرگى كسب كند . تنها مرد فاضل و مطّلعى كه در آن هياهو ، پاى مقاومت فشرد و با باب از در معارضه و مخالفت درآمد ، حاج محمّد كريم خان كرمانى قاجار بود . وى اعلام كرد كه تنها پيرو صديق آراى احسايى و رشتى منم . چون او مانند مقتدايان خود در حبّ آل على غلو مىكرد ، بعضى او را غالى و كافر مىخواندند ، با اينحال ، وى يك روحانى متّرقى و روشنبين بود . در كتابى بهنام « ناصّريه » كه در بمبئى چاپ شد ، دربارهء اصلاح كشور و تجدّدخواهى ، مطالب جالبى نوشت ؛ وى قبل از سيّد جمال الدّين اسدآبادى و شيخ هادى نجمآبادى به مردم آموخت كه چگونه متجّدد و اصلاحطلب باشند . كتاب ناصريّه ، از قديمترين كتابهايى است كه دربارهء بيدارى ايرانيان نوشته شده است . . . » « 2 » كريم خان ، از جامعترين روحانيان آن عصر است ، « در تمام علومى كه تعليم و تعلّمش بين طلّاب علوم دينيّه معمول و متداول بوده و هست ، از صرف و نحو و املاء و تجويد و رسم الخّط و فقه و اصول و حديث و تفسير و حكمت الهى و فنون فلسفهء طبيعى و رياضى ، از طّب و كيميا و حساب و نجوم و هيئت و علوم غريبه ، از الواح و اعداد و طلسمات و رمل و ماسه و خصوصيّات و اقسام حكمت عملى ، از تهذيب نفس و سلوك الى اللّه و آداب معاشرت ، كتابها و رسالهها به عربى و فارسى تأليف كرد . علاوهبر كتب
--> ( 1 ) . فتنه باب ، تأليف اعتضاد السلطنه ، با توضيحات دكتر عبد الحسين نوائى ، ص 2 . ( 2 ) . شيخىگرى و بابىگرى ، از ص 144 به بعد .