مرتضى راوندى

482

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مكتب شيخيّه شيخيّه فرقه‌يى از شيعهء اماميهء اثنى عشريّه از پيروان شيخ احمد احسايى از علماى بزرگ شيعه در قرن 13 ( رجب 1166 - ذيقعدهء 1241 ه . ق ) مىباشند ، پيروان اين مكتب ، يعنى احمد احسايى ، سيّد كاظم رشتى ، باب ، بهاء و حاج محمد كريمخان قاجار و ديگران ، تحت تأثير تحوّلات و انقلابات اجتماعى ، مذهبى ، اقتصادى و فلسفى غرب ، و رشد سريع عقل‌گرايى ( راسيوناليسم ) در اروپا ، به خيال خود سعى مىكردند مانند فرقهء اسماعيليّه با توسّل به قدرت نامحدود « امام » ، مذهب اسلام را با موازين علمى و عقلى امروز نزديك سازند و قسمتى از تعاليم مذهبى را ، كه بنا به تشخيص و اعتقاد خودشان ، با فرهنگ و تمّدن جديد هماهنگى ندارد ، به دست فراموشى سپارند و چنان كه اشاره كرديم براى آنكه نزد شيعيان متعصّب مورد تكفير و طعن و لعن قرار نگيرند ، در قدرت و اختيارات و درجهء فهم و تشخيص « امام » غلّو فراوان كردند ، تا در پرتو قدرت او ، بتوانند با انديشه‌هاى مخالفان مبارزه كنند و راه و رسم نوينى به‌وجود آورند . امامت در نظر شيخيّه « شيخيّه ، ائمهء اثنى عشر ( يعنى 12 امام ) را ادلّهء اربعهء موجودات « علّت فاعلى ، صورى ، مادّى و غايى » ( علّت ) مىدانند به عقيدهء ايشان ، امام ، مشيّت خدا و قدرت خدا و دست خدا در اجراى جميع امور وجوديّه و كونيّه و شرعيّه ، بدون استثناء است و « صاحب ولايت عامّهء مطلقه بر جميع ماسوى اللّه ، و شاهد و مطّلع بر كلّ موجودات است . » امام ناطق و امام صامت هريك از ائمه ، در حين تصّرف در امور عالم « امام ناطق » است و امام بعد از او ، در حال حيات او ، « امام صامت » به‌شمار مىرود ، يعنى مأذون نيست در احكام شرع چيزى بگويد . مثلا امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) در حيات حضرت امير ( ع ) ، امام صامت بودند و حضرت امير امام ناطق ، بود و خود حضرت امير در حيات حضرت رسول ( ص ) امام صامت بود . امام دوازدهم پس از على و حسن و حسين ، از امامان ديگر افضل است . امام زمان ، در حال غيبت خود در اين دنيا نيست بلكه در دنياى ديگرى است به‌نام « عالم برزخ » يا « هورقليا » . . . شيخ احمد احسايى ، معراج جسمانى حضرت رسول را تعبير مىكند . . . گاهى مىگويد كه با جسم مادّى خود نرفت بلكه با جسم برزخى خود رفت و گاهى مىگويد كه جسم حضرت رسول ، الطف از همهء اجسام و بدن او محيط به همهء اجسام