مرتضى راوندى
483
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
است . . . دربارهء معاد جسمانى ، احسايى معتقد است كه انسان را دو جسم است : يكى جسم مركّب از عناصر زمانى كه به منزلهء اعراض جسم حقيقى است و مانند جامهء آن است و آنچه پس از مرگ مىپوسد و از ميان مىرود همين جسم است و ديگرى جسمى است كه زمانى نيست ، و از عالم هور قلياست و نسبت آن به جسم اوّل مانند شيشهيى است كه در دل سنگ است . امّا هيأت و شكل آن همين هيأت و شكل انسان است و . آنچه روز قيامت محشور خواهد شد همين جسم است . . . . شيخ احمد ، با اين تفسير ، هم خواسته است كه منكر معاد جسمانى كه از ضروريّات دين است نشود و هم راهى براى حلّ اشكالات حاصل از اعتقاد به آن پيدا كند ، و از قضا ، همين عقيده ، موجب تكفير او شد و بسيارى از ملّاهاى قرن 13 ( ه . ق ) حكم به كفر و انحراف او دادند . » « 1 » هانرى كربن ، دانشمند فرانسوى ، راجع به اصول عقايد شيخيّه چنين داورى مىكند : اصول عقايد شيخيّه « مكتب شيخيّه كه به همّت شيخ احمد احسايى پايهگذارى شد ، در عين دلبستگى به اصول تشيّع و سعى در بالا بردن مقام ائمّه ، مىكوشيد براى پارهيى از عقايد مسلمين ، نظير معراج و معاد و غيره ، محمل عقلى و منطقى پيدا كند . مشايخ شيخيّه با تعصّب و ايمان راسخى معتقد بودند كه « جميع علوم دنيا و آخرت ، ماكان و مايكون صحيحش در نزد آل محمّد ( ع ) بود . و آنچه ديگران گفته باشند كه بر خلاف فرمايش ايشان باشد ، آن جهل است و علم نيست و علم صحيحى جز علم قرآن نيست كه نازل به علم پروردگار شده و مفسّر آن هم ، آل محمّدند و لاغير » ( مأخوذ از كتاب فهرست ابراهيمى ، ص 72 به بعد ) . بر خلاف جمعى از علما ، كه اغلب تصريح مىكنند : « به عقل خود اينطور مىگوييم و يا حكما ، كه در تعريف علم حكمت مىنويسند كه آن علم به حقايق اشياء است ، خواه موافق با شرع باشد خواه نباشد . . . » « 2 » نظريّه هانرى كربن به نظر هانرى كربن ، پژوهندهء فرانسوى : « خواستههاى مكتب شيخيّه ، يك امامشناسى تامّ و مترقّى است و هميشه قصد دارد سطح چنين مكتب اماميّهيى را بالا ببرد . در بادى امر ، همين اراده و ميل به ارتقا و سعى
--> ( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، ج 2 از ص 1524 . ( 2 ) . مكتب شيخى ، به قلم هنرى كربن ، ترجمهء دكتر فريدون بهمنيار ، مقدمّهء مترجم ، از ص 12 به بعد .