مرتضى راوندى

473

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تفكرات فلسفى و اجتماعى ملا هادى سبزوارى وضع روحانيّون يكى از روحانيون فاضل دوران ناصر الدينشاه حاجى ملا هادى سبزوارى است . اين مرد با اين‌كه عوايد ملكى قابل ملاحظه‌يى داشت ، با نهايت صرفه‌جويى زندگى مىكرد « ناهار ايشان غالبا يك پول نان بود كه زياده از يك سير از آن نمىخورد و يك كاسه دوغ كم‌مايه . . . عصر چاى ميل نمىفرمود . . . شامشان در اواخر عمر به‌واسطه كبر سن و نداشتن دندان يك بشقاب چلاو و خورش بىگوشت و روغن يعنى اسفناجى با آب گوشت بود . . . پيش از شام نيم ساعت دور حياط اندرونى راه مىرفت ، بعد از شام در اتاق مخصوص خود . . . بعد از كمى راه رفتن در يك بستر ناراحتى كه غالبا توشك نداشت مىخوابيد . لباس مرحوم حاجى ، مدت چند سال يك عباى سياه مازندرانى و يك قباى قدك سبزرنگى كه به‌قدرى آن را شسته بودند كه پاره شده ، و چندين وصله برداشته بود . . . » « 1 » به اين ترتيب قسمت ناچيزى از عوايد ملكى خود را صرف معاش خود مىفرمود ، و مابقى را به فقرا ايثار و انفاق مىكرد . ناصر الدينشاه براى ملاقات او به سبزوار رفت و روى حصيرى كه در اتاق تدريس افتاده بود نشست و از استاد خواست كتابى در اصول دين بنويسد . وقتى به سبزوارى خبر دادند . كه شاه پانصد تومان فرستاده است ، دستور داد پول را به مدرسه ببرند و بين طلاب و فقها تقسيم كنند . اين مرد متقى و پرهيزكار در سن 78 سالگى ( 1289 ) درگذشت . « 2 » بايد توجه داشت كه سبزوارى با مقام و موقعيّت اجتماعى ، و نفوذى كه در تودهء مردم و رجال سياسى داشت مىتوانست به نفع اكثريت مظلوم ، قدمهايى بردارد و مانند سيد جمال الدين اسدآبادى و عده‌يى ديگر از روحانيون ، در راه بيدارى مردم و غفلت و بيدادگرى شاه و عمال حكومت ، با شاه مستبد گفتگو كند ، ولى او چنين نكرد و با آنكه شاهد و ناظر مظالم ناصر الدين شاه و عمال ستمگر او بود ، دم فروبست و عليه بيدادگرى آنان سخنى نگفت ، و در واقع به وظيفهء شرعى ، اجتماعى و اخلاقى خود يعنى امر به معروف و نهى از منكر عمل نكرد .

--> ( 1 ) . شرح غرر الفرائد . . . ، صفحهء هفده ، زيرنظر دكتر مهدى محقق و پروفسور توشى . ( 2 ) . شرح غرر الفوائد ، صفحهء سى و چهار .