مرتضى راوندى

463

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در شرح عقايد ازليان از فرق بابيّه و رد طريقه بهاييان و علل و اسباب افتراق بابيه به ازلى و بهايى و فلسفهء اين مذهب جديد ، كه باب آورده ، و علاوه بر مباحث مذهبى و جدلى مشتمل است بر فوايد كثير و مهمى از تاريخ وقايع دوره اول بابيّه و تراجم احوال عدهء كثيرى از قدماء ايشان ، و كتاب مزبور يكى از مآخذ عمدهء مرحوم ادوارد براون ، مستشرق معروف انگليسى بوده است . . . روحى مرد فاضل ، مطّلع و هنرمند باذوقى بوده و طبع شعر نيز داشته و « روحى » تخلّص شعرى وى بوده و از مطالعهء ترجمه حاجى بابا به فارسى روان شيواى سليس كه به اهتمام او به عمل آمده و به توسط ميجر فيلوت ( Magar a . c Phillot ) انگليسى با توضيحات و حواشى به انگليسى در سنه 1905 ميلادى در كلكته به طبع رسيده است ، واضح مىشود كه شيخ احمد روحى ، علاوه بر فضايل ديگر ، يكى از نويسندگان زبردست زبان فارسى بوده است . تولد وى در سنهء 1263 قمرى ، به روايتى ديگر در 1272 قمرى ، در شهر كرمان بوده ، و تحصيلات اوليّه خود را از علوم عربيه و فقه و اصول و حديث ، در همان شهر نزد پدر خود آخوند ملا محمد كرمانى ، كه از علماى كرمان بود به اتمام رسانيده است و سپس در سنهء 1302 قمرى با ميرزا آقا خان كرمانى كه وى نيز از مشاهير ازليان زمان خود بوده به اصفهان و تهران و رشت و از آنجا در حدود 1305 قمرى به اسلامبول سفر كرده‌اند و در اين شهر اخير بالاخره رحل اقامت افكنده‌اند . . . و در آنجا شيخ احمد روحى زبانهاى انگليسى و فرانسه و تركى عثمانى را فرا گرفت . » آشنايى با آزاديخواهان در اسلامبول ، روحى پس از آشنايى با خبير الملك به اتفاق ميرزا آقا خان كرمانى در حلقهء ارادت سيد جمال الدين اسدآبادى كه در آن اوقات سنهء ( 1309 يا 1310 قمرى ) برحسب دعوت سلطان عبد الحميد به اسلامبول آمده و در آنجا مقيم بود وارد گرديدند و به همراهى و هواخواهى او ، شروع به تبليغ اصول آزادى و مشروطيت ، و ارسال مكاتيب به اطراف ايران و عراق عرب و تهييج روساى روحانى شيعه ، برضد ناصر الدينشاه و ميرزا على اصغر خان امين السّلطان و حكومت استبدادى ايران نمودند ، اولياء دولت ايران از اين‌گونه حركات مشوّش شده به وسيله سفير خود در اسلامبول ، دستگيرى آن سه نفر را درخواست كردند . . . سلطان ، آن سه تن را به طرابوزان تبعيد و در آنجا محبوس نمود . پس از قتل ناصر الدينشاه ، دولت ايران ، رسما به باب عالى شكايت نمود و آنها را قاتل ناصر الدينشاه معرفى كرد و جدا تسليم ايشان را به دولت ايران ، درخواست نمود . مأمورين عثمانى ، آن سه نفر را ، چنان كه