مرتضى راوندى
450
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خوى ملى تأثيرى عميق دارد . ميرزا آقا خان پس از بحث در پيرامون تأثير يكايك عوامل نامبرده در خلقوخوى و رشد ملى مىنويسد : « زبان ، كليد شناسايى درجه مدنيّت و ماهيّت فرهنگ اقوام است ، چنان كه حدّ تمدن تازيان را در دورهء جاهليّت يعنى قبل از نهضت اسلامى ، از اينجا ميتوان شناخت ، كه اصطلاحات علوم و فنون در زبان عربى وجود نداشت و از لغات سياسى و قوانين مدنى عارى بود ، اما در جهت ديگر ، براى عضو جنسى ( يعنى آلت انسان ) هزارگونه اسم و لقب و كنيه داشتند . . . اين نشانهيى است از استغراق آن قوم در فحشاء . . . از حسن و زيبائى جز سفيدى نمىدانستند - به همان قياس از ريشه لغوى و اصطلاحات ديگر اقوام نظير « اشكيلك » و « طوماق » و « قورمه » . . . درجه مدنيت و احكام مغولان و تركان را مىتوان شناخت . . . » « 1 » روابط بين المللى سپس ميرزا آقا خان از مختصّات تمدن جديد سخن مىگويد و مىنويسد : « يكى از مهمترين ظهورات تمدن ، توسعه مراودات و مناسبات دولتها و ملتهاست . با بسط علوم و فنون ، آميزش و اختلاط اقوام افزايش يافت . . . و مبدأ پيدايش « قوانين بين الدّول » گرديد . . . در اعصار گذشته محاربه براى افتخار و كسب شأن و ضبط ممالك و استيلاى بر خصم بود . . . امروز جنگ براى ازدياد ثروت و وسعت تجارت است . . . جنگ را نبايد امر طبيعى انگاشت بلكه بايد آن را از عوارض زندگى اجتماعى دانست . » بهنظر ميرزا آقا خان ، انسانها مىتوانند « از راه تعاون و همكارى موجبات آسايش خود را فراهم سازند و هرقدر نيروى جنگى مخرّبتر باشد بيم آغاز جنگ كمتر مىشود . . . زيرا با اختراعات جديده و ترقى اسلحه جنگ ، هيچكس جرأت اينكه جنگ آغاز كند ندارد . . . » « 2 » پس ناگزير نيكبختى بشر را بايد در عالم دوستى و آشتى دول جستجو كرد . ريشهى معتقدات مذهبى ميرزا آقا خان مثل بسيارى از صاحبنظران كهن « ترس و بيم » از مظاهر گوناگون طبيعت را ريشهء اديان و مذاهب قديم مىداند . مىگويد « هر طايفهاى دربارهء آفرينش سخنى گفتهاند . . . هر آيينى كه ناشر و مروج ترقى ملتى باشد حق است ، و اگر مخرّب و مخالف ، يكسره عاطل و
--> ( 1 ) . انديشههاى ميرزا آقا خان ، از ص 113 بهبعد . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 115 .