مرتضى راوندى
449
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نوع فريبكارى ديدهام . » « 1 » در ميان شهرياران چين نيز كموبيش مردان خيرخواه و اصلاحطلب وجود داشتند ، چنان كه دودمان « سونگ » همين كه زمام امور را به دست گرفت مردى بهنام « وانگ آنشى » را مأمور اصلاح امور اقتصادى و اجتماعى چين كرد و او در اين راه قدمهاى اساسى برداشت . ميزا آقا خان مىنويسد : « در حكومت مشروطه كه از مغرب زمين برخاست ، مىبينيم اختيارات « رئيس جمهور » مثل قدرت رب النوع محدود بود . اصحاب حكومت جمهورى را اعتقاد بر اين بود كه در مقابل دولت ، لزوما بايد قوهء ديگرى وجود داشته باشد كه ، مانع از تجاوزات حكومت بشود و هريك از افراد ملت ، صاحب حق باشد . . . » « 2 » لزوم همآهنگى قوانين با خصوصيات اجتماعى ميرزا آقا خان معتقد است كه اخلاق و آداب و مختصات اقليمى اقوام و ملل ، با هم سازگارى ندارد و بنابراين نمىتوان قانونى وضع كرد كه در تمام كشورها و با هر شرايطى سازگار و قابل اجرا باشد . وى نظريهء معروف منتسكيو را كه مىگويد : « هر ملت شايستهء نوع حكومتى است كه دارد » امرى مطلق و كلى نمىداند و معتقد است كه نحوهء عمل زمامداران و سياستمداران نيز ، در رشد ملّى نقشى عظيم دارد و اگر زمامداران كشورى در كار تعليم و تربيت ملّتى تعلل ورزند و به مردم اجازهء رشد و تكامل و بحث و انتقاد ندهند ، طبيعى است چنين جامعهيى به طرف ترقى و تكامل و حكومت ملى نخواهد رفت . تغيير و تبديل قوانين در سير زمان ديگر از انديشههاى مترقى اين مرد ، اعتقاد به اصول « تبديل قوانين در سير زمان » است . بهنظر او مدنيت دايما راه ترقى مىسپرد و منافع و نيازمنديهاى هيئت اجتماع تحول مىپذيرد ، لاجرم لزوم تبديل قوانين ، كه تابع آن تبدّلات است امرى طبيعى خواهد بود . در مقايسهء قوانين موضوعه عقلى ، با ديگر احكام رأى ارباب تعقّل را مىپسندد و خرد آدمى را معيار درست و كافى مىداند و مىگويد علم به مراتب اشرف از اعتقاد است و فهميدن بهتر از باور كردن است . بهنظر وى ، محيط طبيعى و جغرافيايى ، وراثت ، خانواده ، حكومت و دين در خلق و
--> ( 1 ) . ويل دورانت ، تاريخ تمدن ، كتاب اول ، بخش سوم ، ص 933 . ( 2 ) . « تكوين و تشريع » به نقل از انديشهها ، ص 102 و 103 .