مرتضى راوندى
424
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در جاى ديگر در مذمّت قسم خوردن و دروغ گفتن مىنويسد : « . . . شما بارها گفتهايد هركس در تكلم قسم بخورد ، البته دروغگوست . . . گفتم قسم خوردن علامت دروغگويى است ولى در تجارت و صحبت ابناى وطن ما ، جزو اعظم گفتگو ، قسم است ، عوام و خواص مبتلاى اين ناخوشى است . . . خواص به سر خود ، و يا جان پسر يا مرگ يكى از حضار ، قسم مىخورد و عوام به خدا و رسول و ائمه . . . خانهء جهالت خراب شود . . . احمد گفت : آقا ، پسر حبيب خان همسايهء ما ، هم سنّ محمود است . به مكتب هم نرفته ، لباس سرهنگى مىپوشد . گفتم نور چشم من ، اين تفصيلات در كشورهاى همجوار است و گرنه در وطن ما مناصب هنوز موروثى است . هركس بميرد پسرش جانشين اوست . سرتيپهاى پانزده ساله نيز پيدا مىشود . مسالك المحسنين در كتاب مسالك المحسنين كه بهترين تأليف طالبوف است صفات و اخلاق صنوف مختلف مردم با نهايت دقت و با زبانى شيرين و انتقادى ترسيم شده و خواننده پابهپاى قهرمانان داستان به دنبال قضايا مىرود و در سرتاسر كتاب ، چنان كه مشهود است ، از چگونگى احوال مردم و گرفتاريهاى كشور و همهگونه مسائل و موضوعهاى عمومى و اجتماعى سخن به ميان مىآيد . . . » « 1 » و مانند كتاب احمد جنبهء انتقادى دارد . دوران عبد الرّحيم طالبوف تبريزى در آغاز انقلابهاى بورژوازى در قرنهاى هفدهم و هجدهم ، در كشورهاى اروپاى باخترى و آمريكا عدهيى از فلاسفه و ترقيخواهان درصدد برآمدند كه مغزها و افكار مردم را براى انقلاب نوين ، روشن كنند و زمينه را براى رشد عقلى و اجراى حق و عدالت آماده سازند ، ولى عملا آنان ، راه را براى استقرار نظام سرمايهدارى هموار كردند . در ايران نيز مردانى چون سيّد جمال الدين اسدآبادى ، ميرزا فتحعلى آخوندزاده ، ميرزا آقا خان كرمانى ، شيخ احمد روحى ، ميرزا عبد الرحيم طالبوف ، يونس ملكم خان و عدهيى ديگر در راه بيدارى مردم كوششها كردند و تنى چند از آنان ، جان خود را در راه آزادى و بيدارى مردم از كف دادند . « طالبوف ، طى عمر طولانى خود كه بر 80 بالغ شد ( 1250 تا 1329 ) دورانى را گذرانيد كه بايد آن را دوران رخنهء فوق العاده بطئى ولى مستمّر مناسبات سرمايهدارى در
--> ( 1 ) . آرينپور : از صبا تا نيما ، ج 1 ، ص 288 بهبعد .