مرتضى راوندى
402
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كه از دكان عطارى مىگيرند و در خانه مىجوشانند و به بيمار مىدهند . معمولا بيماران را از خوردن نان منع مىكنند و غذاى سادهاى به او مىدهند . اطباى ايران در هر مرضى ، پرهيز و امساك را لازم مىدانند . اين كار ، گاه مفيد و در مواردى زيانبخش است . سپس مىگويد كه در ايران ، بيمارستان خوب وجود ندارد . اگر كسى نتواند پزشك را به منزل خود بياورد ، ناچار او را سوار الاغى مىكنند و دستمال و يا شالى دور گردنش مىپيچند و او را نزد پزشك مىبرند . طبيب ، نبض او را مىگيريد و زبانش را معاينه مىكند و بعد روى كاغذ كوچكى مسهل و منضجى براى او تجويز مىكند . . . » « 1 » در حدود قرن دهم هجرى ، مراقبت و نظارت در شغل طبابت برعهدهء يكى از ديوانيان ، يعنى حكيمباشى ، محول بود . نظارت عمومى بر شاغلين امر طبابت ، از هر مقامى كه بودند و بر ساير كارهاى وابسته به طب از قبيل داروفروشى و نيشترسازى و نظاير آنها ، بهوسيلهء يك مرد غيرطبيب ملقّب به محتسب يا « بازرس كل » اعمال مىشد . « 2 » دون ژوئن ، يك جهانگرد خارجى مىنويسد : « در مورد معالجهء بيماران ، ايرانيان نيز مانند ديگر ملل بيگانه از تجويز گياهان و دستور پرهيز ، استفاده مىكنند . در مورد بيماريهاى دشوار همچون گلودرد و سرماخوردگى شديد و امثال آن فصد مىكنند ، مردم بسيار خرافاتى هستند و به تفأل ، سخت معتقدند و تصور مىكنند كه با دعا در مساجد مىتوانند تا حد بسيارى ، نتايج و عوارض بيمارى را تغيير بدهند . . . » « 3 » در دورهء قاجاريّه حاجى محمد كريمخان كرمانى ، بابى از كتاب خود « مجمع الرسايل فارسى » را به فصد و كم كردن خون ، اختصاص مىدهد و مىنويسد كه اين كار به پنج صورت امكانپذيرست : رگ زدن ، حجامت كردن ، زالو انداختن ، گوش تيغ زدن و ديگرى خون از بينى جارى كردن - در فصل اول مىگويد : « بدانكه خون ، قوام بدن و مركب روح است و كم كردن آن ، روا نيست مگر در وقت حاجت كه طبيب حاذق بگويد ، بعد 28 شرط براى گرفتن يا كم كردن خون ذكر مىكند كه چند مورد آن را ذكر مىكنيم : 1 . خون بسيار باشد ، 2 . زمستان نباشد ، 3 . اگر زن خون مىگيرد آبستن نباشد ، 4 . قولنج نداشته باشد ، 5 . زياد لاغر يا چاق نباشد ، 6 . پير و فرسوده نباشد ، 7 . امتلاى معده نداشته باشد ، 8 . تا 12 ساعت بعد از جماع ، خون نگيرد ، 9 . بعد از ماندن بسيار در حمّام حجامت نكند ، 10 . پس از ناخوشى و لاغرى نباشد ، 11 . در فصل بهار باشد ، 12 . در مناطق
--> ( 1 ) . تاورنيه ، سفرنامه ، ص 934 . ( 2 ) . ميراث ايران . علم ايرانى ، ص 427 به بعد . ( 3 ) . دون ژوئن ايرانى ، ص 75 .