مرتضى راوندى

386

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

« ملاصدرا ، فلسفهء ارسطو را با زبانى شيرين بيان مىكند و چاشنى كلام خود را عرفان قرار مىدهد ، و گاه‌گاهى اشعار پارسى و عربى در طى سخن مىآورد . كتب او را نمىشود فلسفهء خالص خواند ، زيرا خطابيّات و عرفان را در فلسفهء او مجالى بسيار است . . . » « 1 » انواع حركت وى در كتب بسيارى كه در پيرامون عقايد خود نوشته از حركت جوهرى و انواع و اقسام آن مثل حركت كيفى ( تغيير رنگ ماهى از سپيدى به سرخى ) ، حركت كمّى ( فربه شدن شخص لاغر ) ، حركت مكانى ( رفتن انسان از خانه به خيابان ) ، حركت در وضع ( مثل حركت چرخ چاه ) سخن مىگويد . ملاصدرا بر خلاف سهروردى به اصالت وجود معتقد بود و به نظريهء كسانى كه وجود را محمولى عقلى من انگارند حمله مىكند . علاوه بر اين ملاصدرا در پيرامون « عشق » و دربارهء اتحاد عقل و عاقل و معقول ، در سوق هيولى به صورت ، در مسألهء معاد در حشر جاندارها ، در حشر نباتات و جمادات و در تناسخ و در قواى نفس ، آراء و نظريّاتى دارد ، در بعضى موارد با آراء و نظريات ابن سينا و همفكران او مخالفت و در برخى موارد نظريّات آنها را تأييد مىكند ، مثلا ملاصدرا ، تناسخ را باطل مىشمارد و چون قول به تناسخ از سقراط و برخى ديگر از علما نقل شده ، ملا ، همهء آن اقوال را تأويل و تفسير مىكند و مىگويد انسان خوى هر حيوانى را گرفت و به آن خوى مأنوس گرديد به همان صورت محشور و مبعوث مىشود . اختلاف ملاصدرا با حكماى مشاء « ملاصدرا مىگويد كه دين اسلام ، معاد را جسمانى دانسته ولى تاكنون مشائين منكر شده‌اند ، من به اثبات رسانيدم . سپس حكماى مشاء از جمله ابن سينا را آماج تيرهاى سرزنش قرار مىدهد و مىگويد شما از براى نبات و جماد نتوانستيد غايتى و مقصودى تصور كنيد و پنداشته‌ايد كه فاسد و فانى مىشوند و من غايت آنها را فهميدم و اينكه شما مشائين ، معاد را روحانى دانستيد ، انبياء را تكذيب كرده و به شرايع آسمانى بىاعتنايى نموده‌ايد - ولى قباحت كار اين حكيم ، در تكفير و تفسيق ابن سينا ، به نظر نويسنده ، از قباحت كار ابن سينا زيادتر است . . . » « 2 »

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 42 . ( 2 ) . خلاصه افكار سهروردى و ملاصدرا ، از اكبر داناسرشت ، ص 48 .