مرتضى راوندى

387

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اقبال لاهورى ، ضمن توصيف فلسفه در عصر جديد مىنويسد : « . . . در سدهء يازدهم هجرى ، صدر الدين محمد شيرازى معروف به صدر المتألهين يا ( ملاصدرا متوفى در 1050 ) با منطقى نيرومند به كار پرداخت و نظامى فلسفى ترتيب داد . در نظام صدر الدين ، حقيقت ، همانا همهء اشياء است و در عين حال هيچ‌يك از اشياء نيست ، بسيط الحقيقه كل الاشياء و ليس به شيى منها - و علم راستين زادهء اتحاد ذهن و عين است . . . » « 1 » عقيدهء گوبينو دربارهء ملاصدرا « درواقع ملاصدرا ، يك مخترع يا مبدع نيست ، بلكه فقط يك احياءكننده است . لكن احياءكنندهء حكمت معظم شرقى ، و نبوغ او در اين است كه توانست آن را به صورتى درآورد كه قابل قبول و مورد پسند زمانى كه در آن ميزيست قرار گير . مزيت واقعى و غيرقابل انكار ملاصدرا همان است كه در بالا ذكر شد و آن اين است كه او براى زمانى كه در آن زندگى مىكرد فلسفهء كهنى را احيا كرد و آن را حيات بخشيد ، درحاليكه تا حد امكان آن را از وضعى كه ابن سينا بدان داده بود خارج كرد ، و به نحوى مستقر ساخت كه نه فقط در تمام مدارس ايران اشاعه يافت و حكمت را ثمربخش كرد . - و كلام جزمى ( Dogmaitique ) را عقب نشاند و آن را مجبور كرد كه خواه‌ناخواه در كنار خود ، جايى به فلسفه بدهد ، بلكه ، با نظريهء صلاح و منفعت اخلاف ، كه نسلهاى فعلى جزيى از آن هستند ، خرابيهاى فلسفى را كه حملهء مغول باعث شده بود تعمير كرد و مخصوصا وسايلى را فراهم آورد تا بدين نتايج بزرگ برسد . بعد از ملاصدرا ديگر آثار علم از بين نرفت و محو نگرديد ، بلكه هميشه در اعيان مشهود ماند و به رغم اوضاع بسيار نامساعد ، اين مشعل به افروختن خود ادامه داد و اگرچه در معرض باد و در نوسان بود ، هيچ‌گاه خاموش نشد . هيچ امرى عادلانه‌تر از اين نيست كه از آن روح بزرگى كه توانست بر اين وجه احسن نور حكمت را برافروزد ، فراوان قدردانى و سپاسگزارى كنيم . . . » « 2 »

--> ( 1 ) . سير فلسفه در ايران ، ص 121 به بعد . ( 2 ) . معارف اسلامى ، دكتر سيد حسين نصر ، ص 140 به بعد .