مرتضى راوندى

38

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

. . . حتى در باب قرآن كه آن را مسلمين معجزه محمد ( ص ) مىدانند مىگويد بر فرض صحت دعوى ، اين معجزه به هيچ‌وجه نمىتواند كسانى را از عرب و غيرعرب كه فصاحت و بلاغت قرآن براى آنها قابل ادراك نيست قانع كند و وقتى پيغمبرى بر جميع خلق عالم مبعوث مىشود چرا بايد اعجاز او را جز ، عده‌يى معدود ادراك نكنند . . . » « 1 » . . . در معركهء اين‌گونه مجادلات ، علماى دين زرتشت نيز بر اسلام و قرآن اعتراضها كرده‌اند و حتى در كتابهاى پهلوى نيز منعكس است ، از جمله در دينكرت يك‌جا مىگويد اينكه مسلمين حضرت محمد ( ص ) را خاتم پيغمبران خوانند لازمه‌اش آن است كه با ظهور او روزگار بىمرگى و دادگرى آغاز شود و چون چنين نيست اين دعوى درست نتواند بود ، جاى ديگر مىپرسد ، آنها كه ستارگان را به مثابه آفريدگان خداوند نيايش مىكنند بت‌پرست توانند بود يا كسانى كه مىگويند خداوند فرشتگان را فرمان داد تا آدم را سجده كنند ؟ مجادلات مذهبى در همين دينكرت اعتراضات سخت بر اهل توحيد هست و پيداست كه تصور خدايى واحد كه خير و شر ، هردو ، مخلوق ، و مشيّت او باشد در نظر پيروان مزديسنان معقول نيست . به موجب دينكرت ، وقتى كه سقوط و گناه به خداى واحد منسوب باشد و خود انسان فاعل واقعى اعمال خويش محسوب نشود ديگر خداوند را نمىتوان حكيم و رحيم خواند ، عقوبت خداوند ، كه مسلمين به لزوم آن ، در نشأة عقبى معتقدند در نظر مؤلف دينكرت خلاف عدل است ، چرا كه خداوند در اين عقوبت اخروى كسانى را مجازات مىكند ، كه نمىتوانسته‌اند طور ديگر و بر خلاف آنچه در واقع كام و ارادهء خداوند بوده است رفتار كرده باشند . دراين‌صورت گويى كام و ارادهء خداوند بر خلاف فرمان او بوده است . با اين همه ، نويسندهء دينكرت اعتقاد مزديسنان را به عقوبت دوزخ نيز نامعقول نمىشمارد و از آن دفاع مىكند و مىگويد : وقتى كه خداوند خود سبب گناه انسان نباشد و فاعل اعمال آدمى ، فقط خودش فرض شود ، مجازات گنهكار خلاف عدالت نيست ، گذشته از آن در آيين مزديسنان ، گنهكار ، جاودانه در دوزخ نيست ، بلكه تصفيه و تهذيب مىشود و از آن بيرون مىآيد تا جهان دوباره پاك شود و از آلايشها و پليديهايى كه زادهء امتزاج نور و ظلمت است برهد و اين خود لازمه عدالت ايزدى است .

--> ( 1 ) . نه شرقى نه غربى : انسانى - دين و فلسفه ، دكتر زرين‌كوب ، ص 90 به بعد .