مرتضى راوندى
372
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
او را كه بيشتر در راه دين اسلام بوده از بين مردم بزدايند و قتل او را در نظر عوام موجه جلوه دهند ، باز مسألهء اصل يهودى او را پيش كشيدند و گفتند كه اين است سزاى آن يهودى كه كلام خدا را دگرگون ساخت . » « 1 » آرى مادام كه در جامعهاى جهل و خرافات حاكم است و اكثريت مردم از درك عميق مسائل اجتماعى و سياسى عاجزند ، دشمنان پيشرفت و ترقى مىتوانند هر آن ، افكار عمومى را عليه اصحاب عقل و استدلال منحرف سازند و از رشد تدريجى جامعه ، و بيدارى اكثريت ، با حربه تكفير جلوگيرى نمايند . خواجه نصير الدين طوسى يكى از ستارگان درخشان فرهنگ ايران در عهد مغول ، خواجه نصير الدين طوسى است كه همعصرانش او را « استاد البشر » مىناميدند . مردى است سياستمدار ، حكيم ، فقيه ، متكلم ، رياضىدان ، منجم ، طبيب ، اديب و لغوى . شاگرد دانشمند و معروفش علّامهء حلّى او را در كنار عقول عشرهاى كه خداوند پديد آورده عقل يازدهم ( عقل هادى عشر ) مىخواند . به عقيدهء يكى از صاحبنظران : « خواجه را به آسانى مىتوان در رديف فارابى ، رازى ، بيرونى ، ابن سينا ، خيام ، غزالى ، و نظاير آنها گذاشت و شايد در خواجه ، به كمك شرايط تاريخى ، مختصّاتى گرد آمده بود كه باز به او ، برجستگى يا دقيقتر بگوئيم امتياز بيشترى مىدهد . هنگامى كه در نزد اسماعيليه بود به « خواجهء كاينات » شهرت يافت . در فلسفه به « محقق طوسى » معروف است ، همه پژوهندگان كهن و نوين ايرانى و عرب و اروپايى كه آثار او را بررسى كردهاند با شور و حيرت ، شخصيت وى را ستودهاند . زندگى پرفراز و نشيبش در دژهاى محتمشان اسماعيلى و سپس در دربار هلاكو و آباقا خان ، و نقش شگرفى كه در دربار ايران بازى كرده است ، درخور مطالعه و سزندهء تحليل و تعليل علمى ژرفى است . تأليفات خواجه از صد مىگذرد و مطالعات او در جبر و حساب و مثلثات به بررسى ويژهيى نيازمند است . نقش خواجه نصير الدين در احياى فلسفه يكى از نقشهاى برجستهء خواجه نصير ، احياء نام فلسفه و حكمت ، پس از خذلان موقّت آن است ، بر خلاف شيعه ( اعم از شيعهء اسماعيليه و اثنا عشريّه يا اماميه ) كه به فلسفه راغب بودند ، سنيان حنبلى و حنفى و شافعى و مالكى از آن احتراز داشتند و آن را مايهء بىدينى
--> ( 1 ) . درباره رشيد الدين فضل الله ، به قلم عباس زرياب خويى ، ص 129 .