مرتضى راوندى
357
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ما تعليم داد ، و چون يك فرد سياسى دورنگر خودنمايى كرد ، آن علامّه تونسى ( ابن خلدون ) توانست چون يك اقتصاددان و فيلسوف ، پديدههاى اجتماعى را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد ، براستى آن وسعت نظر و نقّادى كه در آثار او مشاهده مىكنيم . در هيچيك از علماى زمانش سابقه نداشته است . » كتاب ماكياول ، حاوى مطالب مختلفى است در انواع سلطه و حكومت و فرمانروايى ، و روشهايى كه بايد فرمانروا به كار برد تا كار بر او قرار گيرد و حكومتش پايدار بماند ، نيز وظايف او دربارهء سپاه و اجتماع و جز اينها . . . ميان اين دو محقق و نويسنده از چند جهت شباهت است : از جمله در مسأله علل سقوط و روى كار آمدن دولتها و وجوب اعتماد بر سپاه ، در باب خصوصيّات وزرا و كارمندان زيردست و مطالبى از اين قبيل ، ميان آن دو كمابيش همفكرى وجود دارد . « 1 » مقام فرهنگى ابن رشد ابن رشد اندلسى چون اختلافات و احتجاجات ابن رشد و غزالى در شرق و غرب مورد توجّه علما و دانشمندان قرار گرفته است و بسيارى از نظريات ابن رشد با متفكرين اروپا در قرون جديد هماهنگى و موافقت دارد به ترجمه احوال و بيان افكار اين دانشمند مىپردازيم : ابو الوليد محمد بن احمد بن رشد در سال 520 هجرى در قرطبه متولد شد ، قرطبه يكى از مراكز انديشه و علم در « اندلس » بود ، و ابن ميمون فيلسوف نامدار عبرى در اين شهر تولد يافته بود . ابن رشد در خاندانى رشد و تكامل يافت كه جملگى اهل علم و فلسفه بودند و در مسائل فقهى و شرعى استادى و تبحّر داشتند . وى نخست به تحصيل علوم شرعى بر طريقهء اشعرى همت گماشت ، و در فقه مالكى استادى يافت ، علاوه بر اين در فنون ادب و شعر نامآور شد سپس به فراگرفتن علم طب و رياضى و حكمت پرداخت . ابن رشد به سال ( 548 ه ) به دعوت عبد المؤمن ، نخستين ملوك موحّدين ، بعد از ابن تومرت ، به مراكش رفت و به او در ايجاد و تأسيس مدارس علمى و ادبى يارى كرد . ابن رشد ، كتابى در طب عمومى تأليف كرد موسوم به « كليّات » و از دوست خود ابو مروان بن زهر خواست كه بر آن كتاب تكملهيى در جزئيات علم طب بنويسد ، و وى كتاب « التيسير » را نوشت كه در آن ، همهء اعضاى بدن را از سر تا
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 751 .