مرتضى راوندى

358

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پا شرح داده ، و به بيمارى هريك ازين اعضا ، و طريق علاج آن اشاره كرده است ، بدين‌گونه ما در قرن ششم هجرى صاحب دو كتاب ارجمند شديم كه يكى متمم آن ديگرى است و مجموعا دايرة المعارف نظرى و عملى علم طب بشمار مىآيند - ابن رشد بعدها به امير ابو يعقوب يوسف پسر عبد المؤمن پيوست . ابن طفيل ، وزير او مراتب دانش ابن رشد را به اطلاع امير رسانيد و بعدها در طى محاورات و گفتگوها ، امير به ميزان علم و نبوغ ابن رشد واقف مىگردد و زندگى وى را از جهت مادّى كاملا تأمين مىكند . درهمين ايام چون امير المؤمنين از درك عبارات پيچيده فلسفهء ارسطو عاجز بود به اشاره دانشمندان ، از او مىخواهد كه اين كتاب حكمت‌آميز را به كمك جودت ذهن و صفاى قريحت خويش ، به زبانى ساده و قابل فهم تلخيص كند و در دسترس طالبان حكمت قرار دهد . ابن رشد مجموعهء آثار ارسطو را « كتاب الجوامع » ناميد و در راه تلخيص و شرح غوامض و مشكلات آن همت گماشت تا آنجا كه بايد گفت كه او نخستين فيلسوف اسلام است كه به خوبى منظور ارسطو را دريافته و آن را از عناصر افلاطونى پاك و مصّفا ساخته است . ابن رشد از شخصيّتهاى بزرگ فرهنگى عالم اسلام است كه حتى يك شب از عمر خود را بدون مطالعه و تحقيق و ترجمه سپرى نكرده است او از مجالس انس و لهو دورى مىجست و ضمن انجام مشاغل گوناگون قضايى از هر فرصتى براى ترجمه و تأليف استفاده مىكرد ، از جمله كارهاى مثبت و ارزندهء اين مرد تلخيص « كتاب الحيوان » و كتاب « مابعد الطبيعهء » ارسطوست . روش اجتماعى ابن رشد ابن رشد از وجاهت و موقعيّت ممتازى كه نزد ملوك « اندلس » داشت هرگز براى جمع مال و ترفيع حال خود استفاده نكرد بلكه همهء كوشش و تلاش خويش را مصروف مصالح مردم مىنمود . پس از مرگ ابو يعقوب ، پسرش « المنصور » به جاى او نشست ( 658 ه ) . اين مردنيز مانند پدر خود ، ابن رشد را كه در اين ايّام موقعيّت علمى ممتازى داشت و سلطان عقول و افكار شده بود ، مورد تكريم قرار دارد ، ولى در سال 592 هجرى دشمنان علم و فلسفه و جمعى از قشريون و فقها ، عليه او شورشى برپا كردند و وى را كافر و زنديق خواندند و سلطان را خواهىنخواهى با خود همداستان گردند و در مجلسى كه بزرگان فقها و قضات قرطبه گرد آمده بودند به بازپرسى و استنطاقش كشيدند و حكم دادند كه تأليفات او كفر محض است و هركس بخواند ملعون است و خود او را به قريه‌يى در 50 كيلومترى قرطبه تبعيد كردند . در سبب نگون‌بختى او علل و عوامل گوناگونى را ذكر