مرتضى راوندى
356
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تأمين پول به وضع انواع خراجها بر كالاها دست يازند و گاه اين كار به حدى تكرار مىشود كه موجب نوميدى و اعتراض بازرگانان و كسبه و ديگر ماليّاتدهندگان مىشود و اين وضع اختلال و آشفتگى اقتصادى و اجتماعى و سرانجام اضمحلال و سقوط دولتها را به بار مىآورد . . . » « 1 » ابن خلدون معتقد است كه وضع آبوهوا و مختصّات جغرافيايى ، در رشد و تكامل تمدن و فرهنگ ملل تأثير فراوان دارد . در مناطق معتدل ، دانشها ، هنرها ، ساختمانها ، پوشيدنيها ، خوردنيها ، ميوهها و ديگر نيازمنديهاى بشرى به بهترين وجه تأمين مىشود و سكنه اين مناطق ، از حيث جسم و رنگ چهره و اخلاق و معتقدات منطقىتر و مستقيمترند ، اما سكنهء اقليمهاى دور از اعتدال ، به علت ناسازگارى محيط ، در شرايط نامطلوبى زندگى مىكنند و از جهت فرهنگ و مدنيّت در مراحل ابتدايى هستند . اشتباه ابن خلدون ابن خلدون معتقد است كه در تصادم اقوام و ملل « . . . قوم مغلوب ، خواه در نوع لباس و مركوب و سلاح و خواه در چگونگى پوشيدن و به كار بردن ، و حتى شكل و رنگ آنها ، همواره از قوم غالب تقليد مىكند . « 2 » » اين نظريهء ابن خلدون مقرون به حقيقت نيست زيرا در تصادم و برخورد ملل و اقوام و عشاير گوناگون ، در صورتى كه قوم مغلوب از جهت رشد اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى بر قوم غالب برترى داشته باشد ، قوم غالب مآلا تحت تأثير فرهنگ و تمدن قوم مغلوب قرار مىگيرد و بهتدريج از كليّه مختصات اجتماعى و اقتصادى و مدنى قوم مغلوب كه به رشد و كمال نزديكتر است تبعيّت و تقليد مىكند . براى تأييد اين نظر ، كافيست كه حمله اعراب را به خاورميانه و حمله قوم خونخوار مغول را به ممالك متمدن آسيائى مورد مطالعه قرار دهيم ، در هر دو مورد به خوبى مىبينيم كه در مدتى كمتر از يك قرن ملل غالب ، محكوم به قبول فرهنگ و تمدن ملل مغلوب گرديدند و به تدريج خلقوخوى و سنن و عادات بدوى خود را به دست فراموشى سپردند . و راهورسم زندگى كردن و مملكتدارى را از ملل متمدن مغلوب آموختند . رابطهء فكرى ابن خلدون با ماكياول ميان ابن خلدون و ماكياول ( 1469 - 1525 ) نويسنده كتاب « امير » وجوه تشابهى وجود دارد . « استفانو كلوزيو » مىگويد : « اگر آن فلورانسى بزرگ ( ماكياول ) وسايل حكومت بر مردم را به
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 731 به بعد ( به احضار ) . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 734 .