مرتضى راوندى
35
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به بعد حوزهء قدرت مسلمين وسعت گرفت و اقوام زرتشتى ، عيسوى و يهودى و بالاخره زنادقه زير پرچم اسلام گرد آمدند ، باب بحث و گفتگو در پيرامون مسائل مختلف مفتوح شد . از دورهء خلفاى راشدين ، مخصوصا در دوران حكومت بنى اميه حوزهء قدرت مسلمين سخت گسترش يافت . پس از سپرى شدن عهد امويان و پايان دوران كشورگشايى ، در قلمرو مسلمانان ، امنيت و آرامشى بيسابقه پديد آمد و از بركت آن ، مقدمات رشد جنبشهاى علمى و فلسفى فراهم شد . ضمنا در جريان زدوخوردى كه بين دستههاى سياسى درمىگرفت هر دسته « دين » را وسيلهء اجراى اغراض سياسى قرار دادند و احكام و تعاليم و مقررات اسلامى را برحسب منافع اجتماعى و سياسى خود تعبير و تفسير كردند . در آغاز نهضت محمدى ، مخصوصا پس از نخستين پيروزيهايى كه نصيب اسلام شد ، اعراب دستهدسته به دين اسلام گردن نهادند ، زيرا اسلام مصالح و منافع آنها را در دنيا و آخرت تأمين مىكرد ، ولى از اواخر دورهء بنى اميه ، به تدريج در سايهء رفاه و امنيّت اقتصادى ، مقدمات رشد بحثهاى مذهبى و فلسفى و كلامى در جهان اسلام فراهم گرديد . مجادلات مسلمين با منكران اسلام « مجادلات مسلمين با منكران اسلام در حقيقت از همان عهد حيات پيغمبر ( ص ) آغاز مىشود ، و در واقع ، يهود و نصارا گهگاه نزد پيغمبر نيز مناظره مىكردند ، نه فقط مناظرات پيغمبران گذشته با « 1 » منكران خويش ، در قرآن مكرر ذكر شده است بلكه اشارات به بعضى مجادلات خود پيغمبر نيز با مخالفان و منكران ، در قرآن آمده است . از جمله به موجب روايات اهل تفسير ، وقتى عربى پيش پيغمبر آمده ، پارهاى استخوان پوسيده به دست گرفته ، آن را در كف دست و بين انگشتان بپسود و خرد كرد و بر باد داد ، بعد روى به پيغمبر كرده گفت « اى محمّد تو گمان مىبرى كه اين را زنده خواهد كرد ؟ جوابى كه پيغمبر از زبان وحى به اين عرب دهرى و كافر ، داد اين بود كه « بلى » اين استخوان پوسيده را همان كه اول بار آن را بهوجود آورد ديگر بار زنده خواهد كرد . » چنان كه هم در جواب يهود كه امكان نسخ اديان را انكار مىكردند ، و هم در رد نصارا كه عيسى را ابن اللّه مىشمردند ، در قرآن به زبان وحى احتجاج شده است ، گذشته از آن در حديث نبوى ، مكرر به اين گونه احتجاجات مىتوان برخورد ، داستان مباهله « 1 » كه اخبار آن
--> ( 1 ) . مباهله : لعنت كردن يكديگر .