مرتضى راوندى

343

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نيشابور اهميّت خاصى ايجاد كرده بود و از هر سو دانشجويان براى كسب دانش به مراكز فرهنگى خراسان به‌خصوص به « نظاميّه نيشابور » روى مىآوردند . شهرستانى ، يكى از صدها دانشجويى بوده است كه به آرزوى تحصيل علم و كسب كمال به نيشابور آمده و چون ظاهرا پيرو عقيدهء شافعى و در اصول ، متمايل به طريقهء اشعرى بوده است ، از مراكز علمى و كتابخانه نيشابور استفاده شايان برده است . به گفته خوارزمى ، شهرستانى در نيشابور « علم فقه » را نزد « ابو المظفّر احمد خوافى از فقهاى شافعيّه و ابو نصر قشيرى از علماى فقه و اصول فراگرفت و اصول را در محضر ابو القاسم انصارى آموخت و حديث را نزد ابو الحسن مداينى و غير آنها تحصيل كرد . چون سطح معلومات و دانش استادان بزرگ نظاميه بالا بود ، فقط دانشجويان زبده و مستعد مىتوانستند از محضر آنان استفاده كنند و شهرستانى با معلومات وسيع و حافظهء نيرومند و قوهء بيان و زبان گيرا و كلام بليغ و رسا و لطف سخن و وسعت نظر توأم با شجاعت اخلاقى و پختگى فكر و احاطهء كامل بر ادب و لغت فارسى و عربى و تبحّر در علوم معقول و منقول ، در جمع طالبان علم ، مقام ارجمندى احراز كرده است . تا آنجا كه خوارزمى موّرخ مشهور كه با قلمى انتقادى و تعصّب‌آميز او را توصيف كرده مىگويد : « اگر خبط در اعتقاد و ميل به الحاد نداشتى ، او « امام » يعنى حجّة الاسلام » بودى . » اشتغال شهرستانى به علوم عقلى و فلسفى و طرفدارى او از فلاسفه و عقايد ايشان سبب شد كه علماى متحجّر ، او را مشغول به « ظلمات فلسفه » بدانند . ظاهرا هنگامى كه شهرستانى در خوارزم اقامت داشت متهم به تمايل به فرقهء تعليمّيه يا « باطنيّه » يعنى اسماعيليّه بود . با بررسى مندرجات تفسير « مفتاح الاسرار و مصباح الابرار » او كه پايهء تفسير قرآن را بر تأويل گذاشته ، و با توّجه به سياق عباراتش در بيان عقايد اسماعيليّه در كتاب ملل و نحل و نيز با امعان نظر « در مجلس مكتوب » منعقد در خوارزم كه به صراحت مىگويد : « پس قايمى ببايد تا مومن مخلص از منافق مرائى رياكار جدا باز كند و بهشتى از دوزخى جدا باز كند ، امروز : ما كنّا نعرف المؤمنين من المنافقين الا بحبّ على و بغضه . . . موحّد از مشرك به لا إله الا اللّه با ديد آمد ، مسلمان از كافر به محمّد رسول الله ظاهر گشته ، مومن از منافق بحبّ على و بغضه ، به بهشت و دوزخ رسيده است . » « 1 » با اين قراين و امارات در شيعه بودن او ترديد نمىتوان داشت ، و اگر در صحت قول خوارزمى و ديگر ارباب سير

--> ( 1 ) . شرح حال و آثار شهرستانى ، متكلم قرن ششم ، نگارش سيد محمد رضا جلالى نائينى ، تهران 1343 ، ص 5 تا 7 .