مرتضى راوندى

340

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كفّار تتار فرستاده است . . . اما نفاق هم بر تفاوت آمد ، نفاقى است در اسلام و نفاقى است در كفر . . . اما نفاق در كفر چنان است كه اين فلسفيان و دهريان و طباعيان و تناسخيان و مباحيان و اسماعيليان مىكنند چون در ميان مسلمانان باشند گويند ، مسلمانيم و اعتقاد ايشان آن كفرها و شبهتها باشد كه نموده آمد ، و چون به ابناى جنس خويش رسند ، اعتقاد خويش آشكارا كنند و گويند ، ما بدين مقلدان استهزا مىكنيم . . . » « 1 » اگر نوشته‌هاى نجم رازى را مقرون به حقيقت بدانيم ، ناچار بايد قبول كنيم كه مقارن حملهء مغول نيز پيروان مكتب مادى و فرقه معتزله در سراسر ايران به صور گوناگون و به طرزى منظم و با برنامه‌يى دقيق و حساب‌شده به تبليغ نظريات خود مشغول بودند و سعى مىكردند نسل جوان و مستعد را با اصول عقايد و افكار خود آشنا سازند ، تا هيچ گفته و نوشته‌يى را به تقليد و تعبّد نپذيرند ، بلكه ضمن مطالعه و پژوهش ، آثار و افكار و نظريّات و تبليغات ديگران را با محك عقل بيازمايند ، و آنچه با مبانى علمى و عقلى سازگار است بپذيرند ، هرچه با عقل و استدلال و حقايق اسلامى منطبق و هم‌آهنگ نيست به دست فراموشى سپارند . نظر كلى به سير تفكرات فلسفى از قرن سوّم تا قرن ششم هجرى در فاصلهء بين طلوع محمد بن زكرياى رازى پزشك و فيلسوف عاليقدر قرن سوم هجرى و ظهور شيخ شهاب الدين سهروردى در قرن ششم ، عالم اسلام ، از جمله كشور ايران ، از نظر سير علوم و افكار و انديشه‌هاى فلسفى ، دستخوش تحوّلات و دگرگونيهاى فراوان شده است . پس از پايان حكومت صد ساله بنى اميه و روى كار آمدن خلفاى عبّاسى ، طى پنج قرن ، كم و بيش بازار تفكرات فلسفى و منطقى رواج داشت و چنان كه به تفصيل گفتيم بعضى از خلفاى عباسى به پيروى از روش مأمون با بحث و مناظره و طرح مسائل عقلى و فلسفى روى موافق نشان مىدادند ، چنان كه معتصم و واثق نيز پيرو مكتب مأمون بودند و از حكما و فضلاى زمان حمايت و جانبدارى مىكردند ، و از بحث و گفتگو با آنان لذت مىبردند ولى از قرن پنجم به بعد ، مخصوصا پس از روى كار آمدن متوكل ،

--> ( 1 ) . مرصاد العباد ، از ص 392 به بعد .