مرتضى راوندى

341

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خليفهء فاسد عباسى ، آزادانديشان و معتزله كه براى عقل و استدلال بشرى مقام و ارزش فراوان قابل بودند از صحنهء فرهنگ و سياست خلفاى بغداد ، طرد شدند و اشاعره و علماى قشرى و ظاهربين به قدرت و حكومت رسيدند و با مخالفان عقيدتى خود به جنگ و مبارزه برخاستند . در ايران نيز در عهد سامانيان و غزنويان و سلجوقيان نه‌تنها ايران به استقلال سياسى دست يافت بلكه زبان و ادبيّات فارسى ، زنده و احيا گرديد ، و افكار و انديشه‌هاى فلسفى در طى اين چند قرن رو به رشد و كمال رفت و مردانى چون زكريّاى رازى ، فارابى ، ابو ريحان بيرونى و ابن سينا ظهور كردند و افكار و انديشه‌هاى علمى و فلسفى خود را براى استفادهء علاقمندان ، به رشته تحرير درآوردند . به اين ترتيب قبل از استيلاى مغول ، بلاد ماوراء النهر و خوارزم و خراسان از معتبرترين مراكز فرهنگى و داراى كتابخانه‌ها و رصدخانه‌ها و مدارس و علما و فلاسفه نامدار بودند ، استيلاى مغول ، تمام اين مراكز علمى و فلسفى را با خاك يكسان كرد ، و از آن همه كتاب و آثار فرهنگى جز معدودى باقى نگذاشت . هجوم هلاكو ، دو كانون ديگر فرهنگ و دانش ايران و جهان اسلامى ، يعنى بغداد و الموت را نيز دستخوش فنا و نيستى نمود . در جريان اين افول فرهنگى ، ناحيه فارس در جنوب ايران ، و سند ( در هندوستان ) و مناطق روم و مصر و شام كمابيش چون پناهگاهى جهت اهل علم و فلاسفه و ادبا ، در ممالك اسلامى باقى و برقرار ماند . پس از حملهء مغول و در همان سالهاى انقلاب و ويرانى ، عده‌يى از خداوندان علم و دانش به دست اين جلادان جان سپردند ، ولى اقليّتى از فضلا و دانشمندان فرار را بر قرار ترجيح دادند و از مقابل سيل بلا ، به جنوب ايران يا به هندوستان و شهرهاى آسياى صغير پناه بردند و در آن مناطق ، به كار نشر فرهنگ همّت گماشتند . در دوران قدرت ايلخانان ، تا حدّى دست عوامل خشن مغولى كه جز قتل و غارت ، هدف و انگيزه‌يى نداشتند از كارها كوتاه شد ، و ادارهء امور كشور ، با اسلام آوردن ايلخانان ايران ، به دست وزرا و عمّال ايران دوست سپرده شد و دست تحريك عناصر مغرض و خشن مغولى ، از كارها كوتاه گرديد و اين تغيير و دگرگونى ، تا حدّى موجب فراغت و آسايش خاطر مردم گرديد ، مخصوصا در دورهء ايلخانى غازان خان و اولجاتيو و ابو سعيد ، وضع عمومى مردم نسبت به دوره‌هاى قبل به مراتب بهتر بود . و زمامداران مغول با گذشت زمان و آشنا شدن با تمدن و فرهنگ ايرانى ، خلق‌وخوى ديرين را رها كردند و تحت تعليمات خيرخواهانه وزرا و عمال ايرانى